خانهای برای بچه خرس
صبح یک روز بهاری، خرس کوچولوی قرمز گفت:«دیگر نمی خواهم بیش از این توی این غار کوچک و تاریک باشم؛ می خواهم از این به بعد در جنگل زندگی کنم.» پس از کوه پایین آمد و اولین ماجرای زندگی او آغاز شد.
صبح یک روز بهاری، خرس کوچولوی قرمز گفت:«دیگر نمی خواهم بیش از این توی این غار کوچک و تاریک باشم؛ می خواهم از این به بعد در جنگل زندگی کنم.» پس از کوه پایین آمد و اولین ماجرای زندگی او آغاز شد.