جزیره
لوئیز شانزدهساله هر سال همراه پدرش به جزیرهی لیندیزفارن سفر میکند؛ جایی که مادرش وقتی زنده بود بیشتر از هر جای دیگری دوست داشت.
همین که به جزیره پا میگذارند لوئیز با حسن آشنا میشود. دیدار با این پسر عجیبوغریب همهچیز را عوض میکند. لوئیز میخواهد مثل حسن مستقل و آزاد باشد، حسن تردست است یا شاید هم جادوگر و احتمالاً خطرناک...
ماه خاموش
جو سالهاست تنها و سخت زندگی میکند و حالا با رسیدن یک نامه از زندان دوباره زندگیاش دچار تلاطم شده. نامهای از برادر بزرگترش، اد، که خبر میدهد در آستانهی اعدام است. وقتی اد به جرم قتل دستگیر شد جو فقط هفت سال داشت و حالا هفده ساله است. او راهی سفری به تگزاس میشود تا شاید برادرش را برای آخرینبار ملاقات کند. آیا میتواند او را از حکم اعدام نجات دهد؟ آیا اد بیگناه است؟