قصه های سرزمین اشباح ۹ – قاتلان سحر
درن شان باید به خاطر مردمش در مرز ای خونبار شرکت کند.
قصه های سرزمین اشباح ۱۰ – دریاچهی ارواح
دارن به عنوان شاهزاده ی ارواح به دنیایی ناشناخته قدم بگذارد.
قصه های سرزمین اشباح ۷ – شکارچیان غروب
دارن باید کوهستان اشباح را برای انجام یک ماموریت ترک کند.
قصه های سرزمین اشباح ۸ – همدستان شب
دارن به شاهزادگی قبیله ی اشباح برگزیده شده است.
قصه های سرزمین اشباح ۳ – دخمهی خونین
دارن و آقای کرپسلی وارد شهری شده اند و همزمان با ورود آن ها، هر شب یک جسد توی شهر پیدا می شود.
قصه های سرزمین اشباح ۶ – شاهزاده اشباح
دارن در آزمون چهارمش شکست می خورد و نگران مجازاتی ست که برایش در نظر گرفته اند.
قصه های سرزمین اشباح ۵ – آزمونهای مرگ
دارن شان باید پنج آزمون مرگبار را به انجام برساند.
قصه های سرزمین اشباح ۱۱ – ارباب سایهها
دارن با استیو روبرو می شود.
قصه های سرزمین اشباح ۱ – سیرک عجایب
دارن شان عاشق عنکبوت هاست. زندگی او و دوستش یک زندگی واقعا معمولی ست تا وقتی که با بهترین دوستش به تماشای سیرک عجایب می رود.
قصه های سرزمین اشباح ۲ – دستیار یک شبح
دارن دستیار آقای کرپسلی شده است و با سیرک همسفر شده است.
قصه های سرزمین اشباح ۴ – کوهستان شبح
دارن و آقای کرپسلی باید به کوهستان اشباح (مقر تمامی اشباح) بروند.