ماجرای خانم شارلوت 1 خانم معلم جدید ما
امروز صبح، خانم شارلوت، معلم جدیدمان، از راه رسید. او کلاه گندهای بر سر و پیراهن چروکیدهای بر تن دارد، اما از همه چیز بامزهتر این است که با یک تکه سنگ حرف میزند! در کلاس ریاضیات به ما یاد داد که دیوارهای کلاس را با رشتههای پختهی ماکارونی اندازهگیری کنیم!
ماجراهای رری دایناسور – رری دلش حیوان خانگی میخواهد
یکی از دوستهای رری یک حیوان خانگی برای خودش پیدا کرده و رری هم متوجه میشود که حیوان خانگی میخواهد، اما بر خلاف تصورش پیدا کردن حیوان خانگی آنقدرها هم راحت نیست.
ماجراهای رری دایناسور – رری دلش درخت کریسمس میخواهد
رری و پدرش خودشان را برای کریسمس آماده کردهاند،هدیهها را خریدهاند و شیرینیها را پختهاند و همهچیز آماده است. فقط یک مشکل کوچک دارند: درخت کریسمس ندارند!