چگونه شیر باشیم؟
بعضیها میگویند برای اینکه یک شیر باشیم، یک راه وجود دارد نهبیشتر.
چه کار می کنی با یک مشکل؟
دکمه های نقره ای
در فاصلهی ۱ دقیقه چه اتفاقهایی ممکن است بیافتد؟ ساعت ۹:۵۹ صبح، درست وقتی جودی داشت آخرین دکمهی نقرهای را روی چکمهی اردکی که نقاشی کرده بود میکشید، برادرش اولین قدمش را برداشت. اما میخواهید بدانید درست در همان لحظه بیرون، روی بام، توی پیادهرو، توی خیابان و یا حتی یک خیابان آنطرفتر چه خبر بود؟ و یا حتی خیلی جاهای دیگر… شاید برای بچهها هم مثل ما جالب باشد که بدانند توی یک دقیقه چه اتفاقهایی ممکن است در دنیای به این بزرگی بیافتد. و آنوقت زندگی را حتی برای لحظهای از زاویهی بالاتر ببینند و این جالبترین اتفاقی است که با خواندن این کتاب و تماشای تصاویرش ممکن است برای شما و بچهها بیافتد که البته اتفاق کمی نیست.
یک روز جادویی که قرار بود هیچ کاری نکنم!
تبلتم افتاد توی برکه! بدون تبلت هیچ کاری نداشتم بکنم. انگار نهال کوچکی بودم که بیرون از خانه وسط طوفان گیر افتاده باشد. احساس کردم در آن نزدیکی، چیز خاصی وجود دارد... دنیای اطرافم یواش یواش داشت تغییر میکرد!
به همراه داشتن کلاه ضروری است!
شما صمیمانه دعوت میشوید به مهمانی کلاه؛ بزرگترین و بهترین مهمانی قرن! اما باید قوانین مهمانی را دقیق رعایت کنید! فقط حواستان حسابی جمع باشد که غافلگیر نشوید ...
فرگال از کوره در میرود
فرگال یک اژدهای دوستداشتنی است، اما وقتی کسی به او میگوید که چه کاری انجام دهد، عصبانی میشود و از کوره در میرود.
بابایی و اولین روز مدرسه
وقت مدرسه رفتن رسیده! در اولین روز مدرسه، بابای الیور اصلا آماده نیست…نگران است، دلش درد میکند و دوست دارد در خانه بماند. ولی الیور زیر بار نمیرود. اگر اولین روز مدرسه واقعا سرگرمکننده باشد، چی؟ اگر شروع سال تحصیلی هیجانانگیز باشد، چی؟
مثل یک ببر بخواب
کتاب «مثل یک ببر بخواب» درباره دختر کوچکی است که دلش نمیخواهد بخوابد.
چه کار می کنی با یک فکر نو؟
همهی ما گاهی یه فکرایی توی سرمون میآد. یه فکرایی که نمیدونیم باهاشون چیکار کنیم! ممکنه ازشون بترسیم و قایمشون کنیم. یا اصلاً بگیم: «نه نه. این فکر من نیست.» ولی...
من یه فکری دارم! میگم بیاین این کتاب رو با هم بخونیم تا بفهمیم باید با فکرامون چیکار کنیم!
چه کار می کنی با یک فرصت؟
این مجموعه برای همه و در هر سنی مناسب است. برای همهی کسانی که روزی چیزی را میخواستهاند، اما آنقدر ترسیدهاند که برای بهدستآوردن آن خطر نکردهاند. برای همه ی کسانی که فکر یا ایدهای نو به سراغشان می آید یا با مشکلی بزرگ دست و پنجه نرم میکنند. این مجموعه داستان تشویقتان میکند هر فرصتی را که در زندگیپیش میآید، در آغوش بکشید. از کجا معلوم؟… شاید پذیرش همین فرصت همهچیز را در زندگیتان تغییر دهد.
اولین روز مدرسه
ایدهی خیلی جذابیه که روز اول مدرسه، به جز بچهها مدرسه هم اضطراب داشته باشه، نه؟
این کتاب از دید یه مدرسه است که به خاطر روز اول مدرسه استرس داره و خب این روز بالاخره میرسه و میگذره.
با همهی خوبیها و بدیهاش.
و مدرسه میفهمه که بودن با بچهها اونقدرا هم که فکر میکرد سخت نیست…
پیشنهاد میکنیم این کتاب رو حتماً برای بچههایی که قراره امسال به مدرسه برن بخونید.
هر وقت خوک ها پرواز کنند
گاوی به نام رالف از پدرش میخواهد که برایش دوچرخه بخرد و پدرش به او توضیح میدهد که گاوها دوچرخهسواری نمیکنند، ولی رالف قانع نمیشود و اصرار میکند. تا اینکه پدرش به او میگوید هر وقت خوکها پرواز کنند او هم برای رالف دوچرخه میخرد.
هریسون چسبنده
لطفا مراقب باشید هریسون به شما نچسبد.
گرگی که گم شد!
ویلف، قهرمان قصهی ما، از گلهاش جا میماند و گم میشود. در مسیر برگشت به خانه ماجراهای عجیبی برای این بچه گرگ بازیگوش اتفاق میافتد...
ویرجینیا گرگ میشود
یک روز خواهرم ویرجینیا مثل یک گرگ از خواب بیدار شد. مثل گرگ زوزه کشید و کارهای عجیبی از او سر زد ...
و آن گاه بهار از راه می رسد
اول قهوهای است، همه چیز و همهجا قهوهای است. بعد دانهها میآیند ...