سیمون جورابه
سیمون یک لنگه جوراب راهراه است. یک لنگه جوراب تنها. برای همین هم کسی برای پوشیدن انتخابش نمیکند. او هم دلش میخواهد از کشو بیرون بیاید و مثل بقیهی جورابها خوش بگذراند. بنابراین تصمیم میگیرد دنبال جفتش بگردد. اما آیا دوست سیمون حتماً باید راهراه باشد؟
مهمانی عصرانه در جنگل
روزی که کیکو بهدنبال پدرش وارد جنگل شد، میخواست تا کیکی برای عصرانهی مادربررگش ببرد و فکر میکرد که آن روز هم مانند هر روز معمولی دیگری است. ولی طولی نکشید تا کیکو گم شد و بعد از جایی سر در آورد که هیچ انتظارش را نداشت! همهچیز مانند خوابوخیال بود و کیکو چشم که باز کرد دید بین حیوانات جنگل مشغول خوردن عصرانه است. مطمئن باشید که قصهی این عصرانهی جادویی شما را هم مانند کیکو شگفت زده میکند!