پسری که با اژدها پرواز می کرد (۳)
ما خواب اژدها می بینیم؛ اژدهاهایی که می غرند و اژدهاهایی که چشمک زنان می درخشند. وقتی زیر پتوی گرم و نرم خوابیده ایم، آن ها رویاهایمان را روشن می کنند؛ درخشنده، براق و فروزان. اما خواب ها فقط شروع ماجرای بزرگ تری هستند. چون راستش را بخواهید، اژدهاهای ما فقط در خواب هایمان بهمان سر نمی زنند.
پسری که با اژدها زندگی می کرد (۲)
ای جان برکف های اژدهاجو، خوش آمدید! حدس می زنم شما به یکی از این دو دلیل این کتاب را انتخاب کرده اید: 1) شنیده اید که ما داریم اژدها پرورش می دهیم و می خواهید در این عملیات نفس آتشین شریک باشید. 2) برای خودتان یک درخت میوه ی اژدها پیدا کرده اید، اژدهایی از آن بیرون آمده و حالا هیچ نمی دانید قدم بعدی چیست. کتاب خوبی را انتخاب کرده اید. چرا؟ چون ما هم نمی دانستیم باید چه کار کنیم!
پسری که اژدها پرورش می داد (۱)
ما اژدها پرورش می دهیم. این را هم بگویم که دردسرش خیلی بیشتر از پرورش خیار است. کارخرابی توی حریره ی بابا؟ تعقیب گربه تان؟ آتش زدن مسواک تان؟ اما مطلب دیگری هم هست که باید به شما بگویم. چشم های الماسی و درخشان شان به شما چشمک می زنند. نفس گرم شان گوش تان را قلقلک می دهد. و بهتر است راز آن ها را پیش خودتان نگه دارید، چون مگر کسی هست که اژدها نخواهد؟
جنگولک بازیهای جناب تام ۴ جناب تام یاد میگیرد بچهی خوبی باشد
آنجلا به مهمانیِ ملکه دعوت شده. یک مهمانیِ خیلی خیلی مهم و اَشرافی. آنجلا از جنابِ تام خواهش میکند که مؤدب باشد. اما مگر تام میتواند از خودش جنگولکبازی در نیاورد؟
جنگولک بازیهای جناب تام ۶ جناب تام گوگولی میشود
آنجلا برای گوگولیتر شدنِ جنابِ تام فکری به ذهنش میرسد و برایش کتاب گوگولیترشدن در یک دقیقه را هدیه میگیرد. تام و جنگولکبازی چهجوری با گوگولیشدن کنار میآیند؟
جنگولک بازیهای جناب تام ۵ جناب تام دوست پیدا میکند
وقتی تام پیش آنجلا آمد، آنجلا دیگر تنها نبود. جناب تام هم یک خانه گرم و نرم داشت و هم کسی که خیلی دوستش داشت. اما زندگی با جنگولکبازیهای تام آسان نیست درسته؟
جنگولک بازیهای جناب تام ۳ جناب تام به مریخ میرود
آنجلا برایاینکه جناب تام را خوشحال کند، برایش خانه میخرد. تام هم مثلِ همیشه از چیزهای شگفتانگیز استقبال میکند و خانهاش را با یک جنگولکبازیِ گربهای برای رفتن به فضا آماده میکند.
جنگولک بازیهای جناب تام ۲ جناب تام به ساحل میرود
تام و آنجلا میخواهند بروند سفر. سفری کنارِ ساحل. مثل همیشه جّنگولکبازیهای جناب تام تمامی ندارد. از هر ناخُنِ پنجولِ جنابِ تام، یک اتفاق عجیبوغریب میچِکد.
جنگولک بازیهای جناب تام ۱ جناب تام صاحب خانه و زندگی میشود
آنجلا و جنابِ تام با هم آشنا میشوند و آنجلا میفهمد که جنابِ تام خیلی هم گربهی آرامی نیست و هزار و یکجور جَنگولکبازی توی پنجولهایش قایم کرده است.