قصه ها عوض می شوند 6 – ملکه برفی
با اینکه من و برادرم تصمیم گرفته بودیم بیخیال آینهی جادویی بشویم، گربهی کوچکمان نقشهی دیگری داشت. او پرید توی آینه و ما چارهای نداشتیم جز اینکه دنبالش برویم. وقتی به جمهوری کولاک رسیدیم، فهمیدیم که احتمالا به قصهی ملکهی برفی آمده ایم. جالب اینجاست که این قصه اصلاااا شبیه فیلمش نیست. ملکه برفی واقعا بدجنس است...
قصه ها عوض می شوند 4 – زیبای خفته
توی این کتاب «اَبی» و «جونا» تلاش میکنن یه کاری کنن که طلسم زیبای خفته بشکنه. اما فقط 10 ساعت وقت دارند، اونها میتونن به تنهایی موفق شن؟
قصه ها عوض می شوند 3 – پری دریایی
توی این کتاب «اَبی» و «جونا» از قصه ی پری دریایی سر در میآرن. اونها باید همه ی سعیشون رو بکنن تا نذارن پری دریایی با جادوگر معامله کنه. اما پری دریایی برای ازدواج با شاهزاده «مورتیمر» باید به جای دْم، پا داشته باشه. به نظرتون بچه ها میتونن پری دریایی رو از معامله با جادوگر منصرف کنن؟
جنگل ریشه های هزار تو
شاه کلودووئو در راه بازگشت از جنگ، بیتاب دیدار دخترش وربنا است، اما اطراف شهرش جنگلی درهمتنیده روییده است و او در هزارتوی ریشههایی که شاخه بهنظر میرسند و شاخههایی که انگار ریشهاند، سرگردان میشود. وربنای زیبا و نامادری جوانش و وزیر خائن شاه نیز در جنگل گم شدهاند و بازگشت به قصر در نظرشان ناممکن میآید و باید زیر نور مشعل راه خود را بازیابند و گره از راز جنگل هزارتو باز کنند...