ماجراهای سوفی موشه 7 نفرین شبدر
صبح روز بعد، سوفی دیر از خواب بیدار شد. موقع خوردن صبحانه چای را روی تمام بلوزش ریخت.
با عجله رفت طبقهی بالا لباسش را عوض کند. بعد وقتی داشت دندانهایش را مسواک میزد، متوجه سوراخ لولهی روشویی نشد. آب به همه جا پاشید و سوفی را خیسِ خیس کرد. سوفی با عجله رفت تا دوباره لباسش را عوض کند…
ماجراهای سوفی موشه 6 زمستان وقت خوابیدن نیست
سوفی مشتی برف برداشت. آن را در دستش پخش کرد و گفت: «هر ذرهی کریستال یخ را میبینی؟ اینها دانههای برف هستند!»
پیپا دانههای برف را بررسی کرد. بعد به برفی که روی تپه را پوشانده بود، خیره شد.
پیپا گفت: «فکر کن چقدر دانهی برف باید جمع بشود تا… این را درست کند!»
ماجراهای سوفی موشه 5 جشنواره افرا
سوفی متوجه شد از غرفهی مامانش خیلی فاصله ندارند… همینطور که از میانِ ردیف غرفهها میگذشت، با خود فکر کرد مطمئنم الان سرش شلوغتر است.
کمی دورتر، در انتهای ردیف غرفهها، یکهو سوفی سر جایش میخکوب شد.
غرفهی شیرینیفروشی آنجا بود و مامانش تنها بود… هیچکس، حتی یک مشتری، جلو غرفهی لیلیموشه نبود.
ماجراهای سوفی موشه 4 در جست و جوی برادر کوچولو
سوفی مکثی کرد تا فکر کند حالا باید کجا را بگردد؟ جویبار نزدیک خانهی هتی؟
علفهای بلندی در ساحل جویبار هست. وینستون خیلی وقتها میرود آنجا تا برای تمرین گره زدن علف پیدا کند. سوفی تندی به طرف جویبار حرکت کرد، اما وینستون آنجا هم نبود. سنگی در رودخانه پرت کرد. آبی که پخش شد، موج درست کرد. با خودش فکر کرد وینستون دیگر کجا میتواند رفته باشد؟
ماجراهای سوفی موشه 3 دریاچه ی فراموشم نکن
سوفی پنج کتاب دربارهی موشها پیدا کرد. همهی کتابها را روی یک میز خالی گذاشت. بعد نشست و شروع کرد به ورق زدن آنها. مطالبی دربارهی چیزهایی که موشها دوست داشتند بخورند، خواند. سوفی شانههایش را بالا انداخت و گفت: «حوصلهسربر است.»
با خودش فکر کرد همه اینها را میدانند…
ماجراهای سوفی موشه 2 توتهای سبز زمردی
رفتند و رفتند، بیشتر و بیشتر در عمق جنگل پیش رفتند. سوفی، بالا، پایین و همه طرف را نگاه کرد. سعی میکرد همه چیز را زیر نظر داشته باشد.
سوفی متوجه شد درختهای آنجا متفاوتاند. در بیشهی درختان کاج به دیدن درختهای بلوط، زبانگنجشک و برگسوزنی عادت کرده بود، اما این درختها خیلی بلند بودند و تنهشان سفید و نرم بود…
ماجراهای سوفی موشه 1 دوست جدید
دوشنبه صبح بود. سوفی به ساعت دیواری کلاس خیره شده بود و با مدادش روی میز ضربه میزد. خانم وایز آماده شده بود درس اول را شروع کند. اووِن آنجا نبود. سوفی به طرف هتی که دو نیمکت آنطرفتر نشسته بود، نگاه کرد. آنها نیمکتِ بین خودشان را برای اوون خالی نگه داشته بودند.
خانه درختی 104 طبقه
ماجراهای اندی و تری در طبقهدارترین خانهدرختی دنیا
مجموعهای پر از دیوانهبازی و تصاویر بامزه که حسابی به خنده میاندازدتان. کافیست کتاب را بردارید و شروع کنید به خواندن.
خانه درختی 26 طبقه
ماجراهای اندی و تری در طبقهدارترین خانهدرختی دنیا
»مجموعهای پر از دیوانهبازی و تصاویر بامزه که حسابی به خنده میاندازدتان. کافیست کتاب را بردارید و شروع کنید به خواندن.«
هفت برادر
روزگاری در چین، هفت برادر در دره سبز و خرمی زندگی می کردند. آنها مثل هم حرف می زدند، راه می رفتند و آنقدر شبیه هم بودند که به سختی می شد آنها را از یکدیگر تشخیص داد. هر کدام از این برادرها نیز قدرت عجیبی داشتند. یکی می توانست با گوشهایش صدای پریدن مگسی را از فاصله های دور بشنود، یکی با چشمهایش می توانست نشستن مگسی را روی دیوار بزرگ چین ببیند، یکی … . بالاخره، روزی سر و کار برادرها با امپراطور ستمگر و سپاهیانش می افتد، اما آنها به کمک یکدیگر و با قدرتهای عجیبشان در برابر امپراطور مقاومت می کنند تا اینکه … .
دفترچه خاطرات جغد 10 اوا بال قلنبه و نی نی مو
اوا خیلی هیجان زده است. چون قرار است از برادر کوچکش نگهداری کند. او و دوستهایش برای او آب نبات حشره، نمایش عروسکی و آوازی برای وقت خوابش آماده کردهاند.
ماجراهای تن تن 1 – تن تن در شوروی
تن تن در شوروی نخستین ماجرای تن تن ، خبرنگار مجله ی قرن بستم کوچک است که همراه با سگ وفادارش میلو به شوروی می رود تا گزارشی از این کشور کمونیستی تهیه کند.
کمیک ته جدولی ها – راز داور های پرنده
در آن یکشنبهی فراموشنشدنی تابستان، در این بهترین شهرستان دنیا ماجرای عجیبی رخ میدهد.
Sherlock Holmes – The Red-Headed League
When a young governess, unemployed and desperate for a position, accepts a job with a couple living in a remote country home, her positive first impressions of the man and his family begin to change
بچههای اطراف جهان کانادا پسری که صدای خرس ها شد
«پسری که صدای خرسها شد» داستان واقعی نوجوانی است که میخواهد گونهی نادری از خرسها را نجات دهد ولی برای این کار باید بر مشکل خودش هم غلبه کند.