snug as a bug
Would you prefer to be as snug as a bug rolled up in a rug? Like two cosy bats in thick woolly hats? As hot as three pigs in big purple wigs? Or . . .
سفر باور نکردنی آقا موش پستچی
آقاموش پستچی مثل هر روز صبح از خواب بیدار میشود تا کارش را شروع کند. اما امروز صبح به جای اینکه سوار کامیون پست بشود، سوار موشک میشود… برای آقاموش پستچی مهم نیست بستهها و نامهها را کجا ببرد و تحویل بدهد، میخواهد شهر آبنباتها باشد، یا جزیرهی پریهای دریایی؛ شهر هیولاها باشد یا شهر کوچولوها؛ بیست هزار فرسنگ زیر دریا باشد یا توی آسمان و بالای ابرها. وقتی پای کار در میان باشد، هیچ چیز جلوی آقاموش پستچی را نمیگیرد.
به جای یک ببخشید کوچولو
یوری با دکتر سلامت تصادف میکند: «ببخشید!» دکتر سلامت زخمش را پانسمان میکند و بعد دوری با دوچرخه یوری میزند. آخ! الان نه تنها دکتر سلامت بلکه دوچرخه یوری و حتی ماشین آقای خوشآواز هم زخمی شدهاند. دکتر سلامت میخواهد این اتفاق را پنهان کند. آیا یوری میتواند او را وادار به اعتراف کند؟ ببخشید! اما ما داستان را اینجا لو نمیدهیم، شما باید کتاب را بخوانید.
آخ یک کتاب
آخ، یک کتاب! یک داستان است. کتابی در یک داستان و داستانی در یک کتاب. قرار است در این کتاب اتفاقات زیادی بیفتد! اما برای کسانی که کتاب را با هم میخوانند، اتفاقات هیجانانگیزتری میافتد.