عشق های فراموش شده – ویس و رامین
مجموعه ی عشق های فراموش شده،شامل داستان های عاشقانه و کهن ایرانی با نگارشی نو و امرزین است ، داستان ها هنوز همان داستان های درخشان گذشته است قصه های عاشقانه ی پر سوز و گدازی که شاید برای عامه ی مردم امروز کمتر شناخته شده باشند. و این مجموعه تلاش دارد تا آنها را به خوانندگان بشناساند. این قسمت از این مجموعه به داستان ویس و رامین می پردازد. داستانی که فخرالدین اسعد گرگانی در قرن پنجم آن را در قالب مثنوی سروده است و در میان منظومه های عاشقانه ی فارسی دارای موضوع خاص و منحصر به فردی است چرا که عشق آن عشقی ممنوعه و آتشین است.
کودک، سرباز و دریا
آیا تا به حال بین دوستی یا دشمنی با افراد قرار گرفتهاید؟
ماجراجوی جوان
«ژوائو»، کودک پرتغالی، وقتی اولین بار روی نیمکت کلاس درس نشست، نه سال تمام از سنش می گذشت. معلم کلاسش اسم او را «ماجراجو» گذاشت و ار آن روز به بعد، همواره به ماجراهای بزرگ و کشف دنیاهای جدید، مثل «واسکودوگاما»، کاشف بزرگ هموطن خود، فکر می کرد. پسر بچه های دیگر او را مسخره می کردند، ولی کلمه ی «ماجراجو»، همچون پاره ای از خورشید، در وجود او می درخشید و او را بر بال خیال به سوی آینده های ناشناخته و هیجان انگیز می برد.
عاشقانه های کلاسیک – مرد کوچک
قصه ی تصمیم دانیل برای نگه داشتن خانه ی پدری...
آتش خوارها
ساحل کیلی. اینجا گوشهای کوچک از جهان است. برای دنیای بزرگ هیچ نیست. یک جای پرت، ساحلی زغالسنگی کنار دریای زغالسنگی. میدانم اهمیت نداریم. شاید هیچچیز اهمیت ندارد. هر اتفاقی بیفتد ستارهها همچنان میدرخشند و خورشید میدرخشد و دنیا در آن فضای تاریک و تهی همچنان میدرخشد. اینجا من زندگی میکنم و آدمها و چیزهایی که دوستشان دارم. اگر قرار است کسی برود، من را ببر. من در ساحل کیلی کنار اقیانوس دریایی زندگی میکنم. اسم من بابی برنز است.