کتاب “۱۰۱ بازی زبانی” به کودکان اجازه می دهد با استفاده از بازیهای سرگرم کننده و تقویت اصول مهم یادگیری زبانی٬ یعنی املاء واژگان و بازگویی داستان، خلاقیت خود را بیان کنند. این بازیها همچنین کودکان را برای جست وجوی مهارتهایی که برای موفقیت در زندگی لازم است، تشویق می کنند. مهارت هایی همچون: صحبت کردن، نوشتن، گوش دادن، خواندن و خلق کردن. بازیهای زبانی تشویق کننده و توسعه دهندهٔ ارتباطات، خلاقیت، مذاکره و بحث، بازی عادلانه و جوانمردانه، کارگروهی و اظهار وجود هستند.
101 بازی زبانی
سرگرمی و آموزش با کلمات، داستان ها و شعرها برای بچه های ۴ سال به بالا
| ناشر | |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| گروه/رده سنی | |
| نوع کتاب |
115,000 تومان
1 در انبار
شاید اینها را هم بپسندید…
101 بازی موزیکال برای بچه ها
وقتی این کتاب را باز میکنید وارد یک سرزمین کشف نشده میشوید. هنوز اصول عملی برای چگونگی استفاده از بازی های موزیکال و آهنگین در محیطی آموزشی و سرگرم کننده وجود ندارد.
101 بازی جدید مهارت های زندگی برای بچه ها / 9 تا 15 ساله
صرف نظر از مهارتهای عملی که برای گذران امور لازماند، کودکان باید مهارت های اجتماعی و عاطفیشان را نیز گسترش دهند تا به بزرگسالانی متعادل تبدیل شوند. این مهارتها محور بحث این کتاب هستند.
محصولات مشابه
101 بازی برای حضور ذهن
برای بچههای ۶ تا ۱۰ سال در کتاب "۱۰۱ بازی برای حضور ذهن" بازی های حضور ذهن، همراه با سرگرمی و شادی در کلاس٬ دانش آموزان شش تا ده ساله را حسابی مشغول می کند. این بازی ها را می توان در هر زمانی انجام داد. در وقت های آزاد، در کلاس درس و با حضور معلم و یا در حین انجام تکالیف درسی. چه چیزی به بچه ها کمک می کند تا بهتر یاد بگیرند؟ جواب سرگرم شدن است. هر معلمی می داند هیچ دو کودکی شبیه به هم یاد نمی گیرند. برخی یک مسئله را در مدت زمان طولانی حل می کنند و بعضی ها فقط در چند دقیقه. تنها چند دقیقه خنده و فعالیت خلاق در روز می تواند از چندین ساعت انجام تکالیف در خانه باارزش تر باشد.
تیلی و تانک
تیلی خانم فکر میکند فیل دیگری دیده. یعنی او یک دوست جدید است؟ آقا تانکه فکر میکند تانک دیگری دیده است. یعنی او دشمن است؟ وقتی آنها همدیگر را میبینند، چه اتفاقی میافتد؟
مامان من کو؟ – خرگوش کوچولو
خرگوش کوچولو همه جا را دنبال مادرش میگردد، اما هیچکس نمیتواند به او کمک کند. آیا او میتواند مادرش را پیدا کند؟ این داستان ساده و جذاب با استفاده از شخصیتهای دوستداشتنی و تصاویر زیبا نخستین کلمات را به کودکان شما میآموزد.
آنتون شعبده بازی می کند
آنتون شعبدهبازی میکند! از اون کتابهای بامزهایه که میتونید کلی باهاش بخندید. آنتون فکر میکنه شعبدهبازی بلده، و میتونه همه چیز رو غیب کنه! اینکه میتونه یا نه؟ و اینکه اگر کسی رو غیب کنه میتونه دوباره برش گردونه یا نه؟ چیزیه که باید با خودن کتاب خودتون ازش سر دربیارید.
روباه قرمز خوندن این کتاب جذاب رو به همهی ۳ سال به بالاهای عزیزِ دلش به شدت پیشنهاد میده. امیدواریم که بخونیدش و بلند بلند بخندید.
مانگا 1 Jujutsu Kaisen
نبرد جادویی یک مجموعه مانگای ژاپنی است که توسط گگه آکوتامی نوشته و تصویر شده است. داستان درباره ی یک دانش آموز دبیرستانی به نام یوجی ایتادوری است که به یک سازمان مخفی جادوگران جوجوتسو می پیوندد تا به نفرین قدرتمندی به نام ریومن سوکونا پایان دهد. ...
ته جدولی ها 1 – راز داورهای خواب آلود
آنها یک تیم فوتبال دبستانی هستند. البته تا قبل از اینکه کسی بخواهد تیمشان را منحل کند همیشه تهِ تهِ جدول بودند. اما حالا با هم پیمان بستهاند که تا عمر دارند با هم بازی کنند و هیچچیز از هم جدایشان نکند. این تازه اول راه است. کلی ماجرا در انتظار این تیم همدل و همراه است که اگر نخوانید از دستتان رفته.
جستارهای آموزشی در فرهنگ صلح
از آنجا که آموزش با عنوان حق اساسی بشر در مورد حقوق اجتماعی و اقتصادی شناخته شده است تحصیلاتا ابتدایی برای همه مردم در مبحث 2 بیانیه جهانی حقوق بشر در 10 دسامبر 1948 از سوی سازمان ملل متحد تصویب شده است . در آن آمده که آموزش باید درک شود و به سن خاص کودکی و نوجوانی جوانی تعلق ندارد ، به همه گروههای سنی مربوط میشود نه لحظه شروع زندگ بلکه تا دوران پیری ادامه دارد.
هری کله چکشی 1 – مدرسه کوسه
هری کلهچکشی از خاندان کوسههای سرچکشیِ دریاهای عمیق است؛ البته که هری ترجیـح میدهد یک کوسهی سفید بزرگ یا کوسهببر یا هر چیز دیگری باشد بهجز خودِ کلهچکشیاش!
عملیات ایگوانا 3 زندگی بی فرمون
ترمزدستی و چراغراهنما اسم دو تا وسیله توی ماشین نیستند، آنها دو تا دوست هستند که قرار است به کمک هم مأموریت بزرگی را انجام بدهند؛ گرفتن ارث و میراث بابابزرگ پولدار از یک بزمجه!
خانم گلابی در را باز کرد و ما را فرستاد تو. اتاق زیاد شبیه اتاق شکنجه نبود. برعکس، خیلی هم قشنگ بود. سر درنمیآوردم نقشهی برادرزادهی دکتر اکبر خبری چه میتوانست باشد. در را که بست، با هیجان گفت: «نظرتون چیه بریم روی تخت بپربپر کنیم؟»
به تشک تخت اشاره کرد: «این تشک فنری میتونه شما رو تا سقف بندازه بالا! یالا بیایید امتحان کنید!»
چی؟ دقیقاً از ما چه میخواست؟ یعنی یک سیستم دستگیری توی سقف کار گذاشته بود که قرار بود وقتی بپریم بالا، دستگیرمان کند؟
خانم گلابی تندتند جیبهایش را گشت و دوباره گفت: «زود باشید تنبلها! دلتون بازی نمیخواد؟»
نع! من که در آن موقعیت دلم بازی نمیخواست. ناسلامتی من جاسوس بودم!


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.