مدرسه خیال باف ها ۵ یک آدم گرگی توی چادر من است!
سلام! من ایزیام، تنهــا دختر پدر و مــادرم و دانشآموز کلاس چهارم «ج».
چند تا دوست خوب دارم که با هم به یک مدرسه میرویم، اما مشکلاتی هم دارم؛ مثلاً اینکه خیلی وقتها مامان، بابا و معلمها حرفهای من و دوستهایم را باور نمیکنند. البته این موضوع اصلاً باعث نمیشود که ما دربارهی چیزهای مشکوک تحقیق نکنیم. با ما همراه باشید تا از نتیجهی تحقیقهایمان سر دربیاورید.
مدرسه خیال باف ها ۲ جاسوسی که ناهار مدرسه را دوست داشت
سلام! من ایزیام، تنها دختر پدر و مادرم و دانشآموز کلاس چهارم «ج». چند تا دوست خوب دارم که با هم به یک مدرسه میرویم. اما مشکلاتی هم دارم؛ مثلاً اینکه خیلی وقتها مامان، بابا و معلمها حرفهای من و دوستهایم را باور نمیکنند. البته این موضوع اصلاً باعث نمیشود که ما دربارهی چیزهای مشکوک تحقیق نکنیم. با ما همراه باشید تا شما هم نتیجهی تحقیقهایمان را بفهمید.
دوست داشتید در روم باستان بودید؟
کتاب دوست داشتید در روم باستان بودید؟ یک کتاب جذاب و آموزنده برای کودکان و نوجوانان است که به بررسی زندگی روزمره، تاریخ و فرهنگ روم باستان میپردازد. این کتاب بهگونهای طراحی شده است که با ترکیب اطلاعات تاریخی و داستانهای سرگرمکننده، نوجوانان را با دنیای شگفتانگیز روم باستان آشنا میکند.
دوست داشتید در سرزمین وایکینگ ها بودید؟
دوست داشتید در یونان باستان بودید؟
کتاب «دوست داشتید در یونان باستان بودید؟؟» نوشتهی کلایو گیفورد داستانی تعاملی و پر از خنده را روایت میکند که ذهن کودک را با یکی از مهمترین تمدنهای تاریخ آشنا میکند این کتاب، تاریخ تمدن یونان، آداب و رسوم اجتماعی و میراث فرهنگی آن را معرفی میکند. گیفورد خوانندهی کودک را مخاطب خود قرار میدهد و از او یک سوال ساده میپرسد: «دوست داشتی...؟». این پرسش، کلید ورود به دنیایی است که در آن، تاریخ نه یک موضوع درسی، بلکه یک تجربهی باحال و هیجانانگیز است.
دوست داشتید در مصر باستان بودید؟
برای مصریهای باستان تهیهی غذا برای زندهها به اندازهی کافی سخت بود، اما آنها باید به غذای بعد از مرگشان هم فکر میکردند! فرعونها و مصریان ثروتمند همهی غذاهایی را که دوست داشتند بستهبندی و در مقبرهشان انبار میکردند تا مطمئن شوند وقتی در راه رسیدن به جهان بعد از مرگ هستند آذوقه کم نمیآورند!
پسری که خواب اژدها می دید (۴)
حتی موقع گرگومیش غروب هم اژدهاها از پوشش ابرها پایین نمیرفتند، تا اینکه درست به بالای خانهی مامانی و بابابزرگ میرسیدیم. مردم روستایمان آنقدر سرگرم شلوغیهای روزمرهشان بودند که متوجه نمیشدند در کنار اژدهاهای کوچکِ تازه از میوه بیرون آمده زندگی میکنند! اما ما نمیخواستیم ریسک کنیم…
جیم دگمه و ۱۳ قلوهای وحشی
جیم پرسید: «به هر سؤالی که بکنیم، جواب میدهی؟ به هر سؤالی؟» اژدها جواب داد: «به هر سؤالی که دانستن جوابش برایتان حیاتی باشد! اگر بیایم و جواب سؤالهایی را بدهم که خودتان باید با فکرتان دنبال جوابهایش بگردید، دیگر اژدهای طلایی نخواهم بود.»
آگوس و هیولاها ۳ – ترانهی پارک
این شما و این داستان هیولاها!
ماجراهای تن تن ۱۲- گنج راکام سرخ پوش
کتاب گنج راکهام سرخ پوش دوازدهمین جلد از مجموعه ی ماجراهای تن تن است، مجموعه ی مصوری که توسط کاریکاتوریست بلژیکی هرژه خلق شده است. داستان این جلد ادامه ی داستان راز کشتی اسب شاخ دار (جلد یازدهم مجموعه) است. تن تن و دوستش کاپیتان هادوک برای کشف گنج دزدان دریایی راکهام سرخ پوش، نقشه ای را برای اعزام به غرب ایندیز در یک کشتی ماهیگیری به نام سیریوس چیدند. آنها که پیش از این سه نسخه ی خطی را که توسط اجداد هادوک، سر فرانسیس هادوک تألیف شده بود، خوانده بودند، پی می برند که گنج موجود در کشتی غرق شده قرن هفدهم، اسب شاخ دار، در نزدیکی جزیره ای ناشناخته است. یک مخترع عجیب و غریب به آنها پیشنهاد می کند تا در استفاده از زیردریایی یک نفره ی کوسه ای به آنها کمک کند، اما آنها کمک او را رد می کنند. آنها به زودی کارآگاهان پلیس تامسون و تامپسون پیوسته و به زودی متوجه می شوند که آن فرد به صورت قاچاقی مسافرت کرده و زیردریایی اش را با خود آورده است. هنگامی که آنها به مختصات نشان داده شده می رسند جزیره ای به چشم نمی خورد. هادوک، ناامید، پیشنهاد می کند که برگردند، اما تن تن متوجه می شود که...
کارآگاه سیتو در ایران ۸ – سیندرلا در تبریز
مدال یادبود ستارخان و گلولهی طپانچهی باقرخان از موزهی خانهی مشروطهی تبریز دزدیده شده، با اینکه نگهبان موزه حواسش به همهجا بوده! ولی ماجرا فقط این نیست. خانم پیری هم به ادارهی پلیس آمده و شکایت کرده که یک نفر لنگهکفشهایش را از خانهاش دزدیده ولی این دزد مرموز با کفشهای شوهرش کاری ندارد! کارآگاه سیتو و دستیارش باید ربط این دو پرونده را با هم بفهمند و معما را حل کنند.
ماکاموشی (۲۰) جرونیمو و راز مدال طلا
من؟ جرونیمو استیلتنُ؟ نه بابا! من کجا و ورزش کجا؟ دویدن و عرق ریختن؟ من مال این جیرها نیستم! من بیشتر دوست دارم گوشهی سوراخ موشم بنشینم، روی صندلی راحتیام لم بدهم و همانطور که یک کاسه اسنک پنیری دم پنجهام است، یک کتاب خوب بخوانم. ولی اینبار پدربزرگ مجبورم کرد برای تهیهی گزارش المپیک بروم یونان. وقتی رسیدم آنجا، احساس کردم کاسهای زیر نیم کاسه است.
ماکاموشی (۱۹) سفر به آبشار نیاگارا
به «ماکاموشی»، جزیرهی جوندگان جسور، خوش آمدید!
مـن جرونیمو استیلتُن هسـتـم. سـردبیـر پُرفـروشترین روزنـامهی جزیره ی ماکاموشی. ولی بیشتر دوست دارم داستانهای ماجراجویانه بنویسـم. کتـابهـای من تـوی مـاکامـوشـی مثل تـوپ صـدا میکنند و حـسـابـی پُرفروش انـد! ازپنیر سوئیسیِ تازه خوشـمزهتر و از پنیر چدارِ کهنه تندوتیزترند. سبیلچسب و بامزهاند، خندهدار و فرا موش نشدنی. دهنتان را آب میاندازند، به سبیلهایم قسم!
ماکاموشی (۱۸) – کاراتهموش
به «ماکاموشی»، جزیرهی جوندگان جسور، خوش آمدید!
مـن جرونیمو استیلتُن هسـتـم. سـردبیـر پُرفـروشترین روزنـامهی جزیره ی ماکاموشی. ولی بیشتر دوست دارم داستانهای ماجراجویانه بنویسـم. کتـابهـای من تـوی مـاکامـوشـی مثل تـوپ صـدا میکنند و حـسـابـی پُرفروش انـد! ازپنیر سوئیسیِ تازه خوشـمزهتر و از پنیر چدارِ کهنه تندوتیزترند. سبیلچسب و بامزهاند، خندهدار و فرا موش نشدنی. دهنتان را آب میاندازند، به سبیلهایم قسم!
ماکاموشی (۱) چشم زمردین، جواهر گمشده
همهچیز از وقتی شروع شد که خواهرم تهآ نقشهای قدیمی و اسرارآمیز کشف کرد. نقشه جای گنجِ گمشدهای را نشان میداد. گنجی که توی یک جزیرهی دورافتاده پنهان شده بود. خواهرم توی یک چشمبههمزدن من و پسرعمویم تراپولا را انداخت توی سفر گنجیابی خودش، سفری که هیچوقت فراموشش نمیکنم ...
کارآگاه هرکول کاروت ۶ – وحشت در موزهی لوور
یکی از تابلوهای مهم موزه ی لوور ناپدید شده است. هرکول کاروت هنوز کار تحقیق را شروع نکرده است که تابلو دوباره سرجایش بر می گردد. یعنی کار چه کسی می تواند باشد؟ فهرست مظنون ها طولانی است...