حرفهای بزرگ برای آدمهای کوچک – مهربانی
تا حالا با خودت فکر کردهای ، مهربانی یعنی چه؟ این کتاب با حرفهایش به تو کمک میکند تا بدانی چطوری با بقیه مهربان باشی و دنیایت را پر از مهربانی کنی .
قصه دوستی مداد و ماژیک
تا به حال از دوستی مداد و ماژیکها چیزی شنیدهای؟!
یک ماژیک بنفش بود توی جعبهی ماژیکها و یک مداد هم بود.
روزی روزگاری آن ها به هم رسیدند
و دوستان راستراستکی هم شدند!
میخواهی بدانی چهطوری؟!
پس با مداد و ماژیکها آشنا شو و از زبان خودشان بشنو!
اردکی که آب دوست نداشت
روزی روزگاری اردکی بود که اصلا از آب خوشش نمی آمد. تا اینکه در یک شب طوفانی شقف اتاق گرم و خشک اردک سوراخ شد و مهمانی ناخوانده جلویش سبز شد...
وقتی بن پستانکش را کنار می گذارد
بن خیلی پستانک دوست داشت.
وهمیشه ی خدا یک پستانک توی دهانش بود.
تا اینکه یک روز مامان گفت: بن، تو حالا دیگر بزرگ شده ای. فکر کنم وقتش رسیده که پستانک را کنار بگذاری.
بن پرسید: خب، حالا باید چه کار کنم مامانی؟
حرفهای بزرگ برای آدمهای کوچک – آرامش
تا حالا با خودت فکر کردهای، آرامش یعنی چه؟ این کتاب با حرفهایش به تو کمک میکند تا حواست را متمرکز کنی و دنیایت را پر از آرامش کنی.
حرفهای بزرگ برای آدمهای کوچک – شجاعت
تا حالا با خودت فکر کردهای،شجاعت یعنی چه؟ این کتاب با حرفهایش به تو کمک میکند تا ترس را کنار بگذاری و دنیایت را پر از شجاعت کنی.
لیزه لوته حوصله نداره!
آخجان، بادبادک بازی!
لیزه لوته میخواست بادبادک جدیدش را هوا کند، که یکهو شُرشُر باران بارید. لیزه لوته مجبور شد توی خانه بماند .حالا باید چه کار کند تا حوصلهاش سر نرود؟