توتالیتاریسم
اثری که ترجمه آن پیش روی شماست، بخش سوم معروف ترین کار خانم آرنت در جامعه شناسی سیاسی به نام خاستگاه های توتالیتاریسم است . عنوان بخش اول یهودستیزی ، بخش دوم امپریالیسم و بخش سوم - که به صورت تک جلدی به انگلیسی منتشر شده بود - توتالیتاریسم است.
کتابخانه نیمه شب / گالینگور
نورا احساس می کند بی مصرف و بی فایده است. با تک تک سلول هایش درک کرده که هیچ تأثیر مثبتی بر زندگی اطرافیانش ندارد. برادرش جواب تلفنش را نمی دهد، پدر و مادرش مرده اند. دوست صمیمی اش مهاجرت کرده! حالش اصلاً خوب نیست و می خواهد خودش را از این زندگی خلاص کند؛ اما خبر ندارد که میان مرگ و زندگی کتابخانه ای است و در آن کتابخانه بی نهایت کتاب هست و هر کتاب یک زندگی است.
در جستجوی زمان از دست رفته ۶: در سایهی دوشیزگان شکوفا ۲
قول معروفی هست که میگوید: «رمان مفصل در جستجوی زمان از دسترفته را آدمهای زیادی در کتابخانههایشان دارند، اما فقط اندکیشان آن را خواندهاند.» این قول ناظر به تضاد درونی رمان سترگ مارسل پروست است: اهمیت آن در میان آثار ادبی قرن بیستم ــــ و تمام دورانهاــــ و لزوم خوانده شدنش، و در عین حال سختخوانیاش؛ به ویژه برای انسان قرن بیستویکمی. هرچه باشد، به این سادگیها نمیشود از کنار این ــــ به قول ژان کوکتوــــ «مینیاتور غولآسا» گذشت یا از روی آن پرید و نخواندهاش گذاشت. هنرمند فرانسوی، استفان اوئه، از همین رهگذر به اقتباس از رمان پروست پرداخته است؛ اقتباسی ستودنی، با شخصیتسازیهای درخشان، بارقههای هنرمندانه، توجه امانتدارانه به ریزهکاریهای پروست در توصیف و تصویرسازی و رعایت ویژگیهای روایی و کیفیات سبکی او و ــــمهمتر از همهــــ بدون هیچ مداخلهٔ مخلّی در اثر. به کمک استفان اوئه و اقتباس ارزشمندش، خواننده میتواند با آنچه ولادیمیر ناباکف «جزر و مد حافظه و امواج هیجانات» مینامد، همراه شود و به خوبی دریابد که چرا آلن دو باتن معتقد است: «پروست میتواند زندگی آدم را دگرگون کند.»
در جستجوی زمان از دست رفته ۵: در سایهی دوشیزگان شکوفا ۱
قول معروفی هست که میگوید: «رمان مفصل در جستجوی زمان از دسترفته را آدمهای زیادی در کتابخانههایشان دارند، اما فقط اندکیشان آن را خواندهاند.» این قول ناظر به تضاد درونی رمان سترگ مارسل پروست است: اهمیت آن در میان آثار ادبی قرن بیستم ــــ و تمام دورانهاــــ و لزوم خوانده شدنش، و در عین حال سختخوانیاش؛ به ویژه برای انسان قرن بیستویکمی. هرچه باشد، به این سادگیها نمیشود از کنار این ــــ به قول ژان کوکتوــــ «مینیاتور غولآسا» گذشت یا از روی آن پرید و نخواندهاش گذاشت. هنرمند فرانسوی، استفان اوئه، از همین رهگذر به اقتباس از رمان پروست پرداخته است؛ اقتباسی ستودنی، با شخصیتسازیهای درخشان، بارقههای هنرمندانه، توجه امانتدارانه به ریزهکاریهای پروست در توصیف و تصویرسازی و رعایت ویژگیهای روایی و کیفیات سبکی او و ــــمهمتر از همهــــ بدون هیچ مداخلهٔ مخلّی در اثر. به کمک استفان اوئه و اقتباس ارزشمندش، خواننده میتواند با آنچه ولادیمیر ناباکف «جزر و مد حافظه و امواج هیجانات» مینامد، همراه شود و به خوبی دریابد که چرا آلن دو باتن معتقد است: «پروست میتواند زندگی آدم را دگرگون کند.»