The Wish Cat
A little girl named Holly lives in a house that has a front door with a cat flap. But poor Holly doesn't have a cat. One night, Holly makes a wish upon a star. She wishes for a kitten, but instead she gets a big surprise.
ترومن – داستان کوشش های لاک پشتی
وقتی سارا، صمیمیترین دوست ترومن، برای رفتن به مدرسه از خانه بیرون میرود، اولین سفر پُرماجرای این لاکپشت بامزه هم شروع میشود؛ ترومنِ قصهی ما، میخواهد شجاعانه از عهدهی مشکلاتِ خود بربیاید.
«ترومن با دوستش سارا در خانهای بالای ایستگاه تاکسیهای پُرسروصدا و کامیونهای حمل زباله زندگی میکند؛ جایی که ماشینها مدام بوق میزنند و البته درست همان جایی که اتوبوس شمارهی 11 بهسمت جنوب حرکت میکند.» ترومن هیچوقت ککش هم نمیگزید که در دنیای پایین خانهاش چه اتفاقهایی میافتد؛ تا روزی که... سارا کولهپشتی بزرگش را میبندد، گُلِسر آبیاش را به موهایش میزند، لباس تازهاش را میپوشد و کاری انجام میدهد که ترومن تا بهحال ندیده است؛ او سوار اتوبوس میشود.
«ترومن صبر کرد تا سارا برگردد. صبر کرد و باز هم صبر کرد. ترومن هزاران ساعت صبر کرد؛ البته ساعتهای لاکپشتی! تا اینکه صبرش سر آمد!»
آملیا بدلیا 3 باغ وحش درست می کند
با آملیا بدلیا کار نشد ندارد! آملیا بدلیا فکر محشری دارد! میخواهد توی حیاط پشتی خانهشان یک باغوحش راه بیندازد. او از تمام دوستانش میخواهد با حیوانات خانگیشان به آنجا بیایند و در درست کردن باغوحش کمکش کنند. اما وقتی یک میمون سنجابی واقعی از باغوحش واقعی شهر فرار میکند، باغوحش خانه آملیا بدلیا حسابی مشهور میشود. اینجا را ببینید! آملیا بدلیا با یک عالمه حیوان وحشی از راه رسیده!
جنگولک بازیهای جناب تام 5 جناب تام دوست پیدا میکند
وقتی تام پیش آنجلا آمد، آنجلا دیگر تنها نبود. جناب تام هم یک خانه گرم و نرم داشت و هم کسی که خیلی دوستش داشت. اما زندگی با جنگولکبازیهای تام آسان نیست درسته؟
جنگولک بازیهای جناب تام 6 جناب تام گوگولی میشود
آنجلا برای گوگولیتر شدنِ جنابِ تام فکری به ذهنش میرسد و برایش کتاب گوگولیترشدن در یک دقیقه را هدیه میگیرد. تام و جنگولکبازی چهجوری با گوگولیشدن کنار میآیند؟
جنگولک بازیهای جناب تام 3 جناب تام به مریخ میرود
آنجلا برایاینکه جناب تام را خوشحال کند، برایش خانه میخرد. تام هم مثلِ همیشه از چیزهای شگفتانگیز استقبال میکند و خانهاش را با یک جنگولکبازیِ گربهای برای رفتن به فضا آماده میکند.
جنگولک بازیهای جناب تام 2 جناب تام به ساحل میرود
تام و آنجلا میخواهند بروند سفر. سفری کنارِ ساحل. مثل همیشه جّنگولکبازیهای جناب تام تمامی ندارد. از هر ناخُنِ پنجولِ جنابِ تام، یک اتفاق عجیبوغریب میچِکد.
جنگولک بازیهای جناب تام 1 جناب تام صاحب خانه و زندگی میشود
آنجلا و جنابِ تام با هم آشنا میشوند و آنجلا میفهمد که جنابِ تام خیلی هم گربهی آرامی نیست و هزار و یکجور جَنگولکبازی توی پنجولهایش قایم کرده است.
ماجراهای رری دایناسور – رری دلش حیوان خانگی میخواهد
یکی از دوستهای رری یک حیوان خانگی برای خودش پیدا کرده و رری هم متوجه میشود که حیوان خانگی میخواهد، اما بر خلاف تصورش پیدا کردن حیوان خانگی آنقدرها هم راحت نیست.
قصه های سارا و اردکش 7 – سارا و اردک به دکتر میروند
قصه های سارا و اردکش 1- روزی که سارا اردک را پیدا کرد
گوزن شاخدار فایده اش چیه؟
این کتاب یکی از عزیزترین کتابهای کودک است و ما خیلی خیلی دوستش داریم.
داستان از این قرار است که پسر بچه گوزن را میبرد خانهاش و مادرش به او میگوید این گوزن وقتی میتواند در خانه بماند که فایدهای داشته باشد. اینطوری میشود که پسر بچه در به در دنبال فایدهی گوزن میگردد. و خب دست آخر فایدهی خیلی جذابی برای گوزن پیدا میشود.
روباه قرمز این کتابِ طنز جذاب را به همهی ۳سال به بالاها پیشنهاد میدهد.
زویی و عینک ایده ساز 6 – مهمان غول آسا
اگر یک حیوان جادویی از تو کمک بخواهد، چه کار میکنی؟
زلزله خانهی زوئی را تکان میدهد! شاید هم زلزلهای از نوع اسب تکشاخ باشد! دوست جدید خیلی بزرگی از راه رسیده که از درد رنج میبرد و این درد، روز به روز بدتر میشود. زوئی باید هر چه سریعتر، با کمک مامان و ساسافراس، راهی برای مداوای او پیدا کند!
زویی و عینک ایده ساز 5 – آخرین دانه ی سحرآمیز
این بار، دوست زویی غلاف دانهی یک گیاه جادویی را نزدیک خانهاش پیدا میکند و آن را پیش زویی میبرد. زویی و دوستش نگرانند که این گیاه در حال انقراض باشد، برای همین تلاش میکنند تا دانههای آن را پرورش بدهند؛ ولی مشکل اینجاست که آنها نمیدانند این گیاه کجا و تحت چه شرایطی رشد میکند و برای همین هم مثل همیشه شروع میکنند به آزمایش کردن و تحقیق. اما نمیدانند که با هر آزمایش ممکن است آن دانهها را از دست بدهند…
زویی و عینک ایده ساز 3 – اسب های دریایی
دل توی دل زویی نیست که دوباره زنگ در پشتی به صدا دربیاید و او یک موجود جادویی دیگر ببیند. اما انگار خبری از آنها نیست. او هم سعی میکند خودش را یکجوری سرگرم کند تا حوصله اش سر نرود. برای همین تصمیم میگیرد با ساسافراس و وسیله ای که خودش برای دیدن موجودات دریایی کوچولو درست کرده کنار نهر برود. اما وقتی به آنجا میرسد، خیلی متعجب و ناراحت میشود. هیچ خبری از موجودات کوچولوی کف دریا نیست! یعنی چه اتفاق بدی برایشان افتاده؟ نکند آب نهرشان آلوده شده؟! انگار زویی دوباره باید با کمک مامان آزمایشهای علمیاش را از سر بگیرد.
زویی و عینک ایده ساز 2 – هیولای کپکی
زویی و ساسافراس بی صبرانه منتظرند تا زنگ جادویی به صدا دربیاید و آنها دومین حیوان جادویی را از نزدیک ببینند. ناگهان هیولای بامزهای به نام گورپ، با مشکلی خجالت آور پیدایش میشود. با اینکه گورپ هر روز خودش را با آب رودخانه تمیز میشوید، اما صبح روز بعد تمام موهایش پر از کپک میشوند. جشن سالانه ی هیولاها در راه است و گورپ خیلی ناراحت است که با این کپکها نمیتواند توی مراسم شرکت کند. زویی عینک ایده سازش را روی سرش میگذارد و به گورپ قول میدهد که این مشکل را به کمک هم حل کنند.