چه کار می کنی با یک فرصت؟
این مجموعه برای همه و در هر سنی مناسب است. برای همهی کسانی که روزی چیزی را میخواستهاند، اما آنقدر ترسیدهاند که برای بهدستآوردن آن خطر نکردهاند. برای همه ی کسانی که فکر یا ایدهای نو به سراغشان می آید یا با مشکلی بزرگ دست و پنجه نرم میکنند. این مجموعه داستان تشویقتان میکند هر فرصتی را که در زندگیپیش میآید، در آغوش بکشید. از کجا معلوم؟… شاید پذیرش همین فرصت همهچیز را در زندگیتان تغییر دهد.
خانهای برای بچه خرس
صبح یک روز بهاری، خرس کوچولوی قرمز گفت:«دیگر نمی خواهم بیش از این توی این غار کوچک و تاریک باشم؛ می خواهم از این به بعد در جنگل زندگی کنم.» پس از کوه پایین آمد و اولین ماجرای زندگی او آغاز شد.
حرفهای بزرگ برای آدمهای کوچک – شجاعت
تا حالا با خودت فکر کردهای،شجاعت یعنی چه؟ این کتاب با حرفهایش به تو کمک میکند تا ترس را کنار بگذاری و دنیایت را پر از شجاعت کنی.
ماجراهای ریکی پرنده ۲ – فیل زیر خاکی
ریکی پسر ۱۰-۱۲ ساله ای است که به نظر همکلاسی هایش کمی عجیب وغریب است. حتی مادرش هم این طور فکر می کند. او خیلی دوست دارد معروف باشد ولی در هیچ چیز مهارتی ندارد؛ نه در ریاضی، نه فوتبال، نه دوچرخه سواری نه خیلی کارهای دیگر که معمولا برای پسرها مثل آب خوردن است. ریکی فکر می کند تنها مهارتی که دارد پخمه بودن است. او حتی از ظاهر خود هم راضی نیست.
ارباب حلقه ها ۳ – بازگشت شاه
بازگشت شاه سومین و آخرین جلد از مجموعهی اراباب حلقهها است که به جنگ حلقه و حوادث پس از آن میپردازد. داستان از قلمروی گوندور که به زودی مورد تهاجم سائورون قرار میگیرد آغاز میشود.
آتش دزد ۳ – آتش دزد تسلیم نمی شود
با دشمنت روبهرو شو و هرگز نشان نده که ترسیدهای! من و مامان در سال ۱۷۸۵ در شهر عدن میگشتیم و داروی جادوییمان را نمایش میدادیم. همه دارو را میخریدند و اوضاع رو به راه بود تا این که سر و کلهی پرومتئوس پیدا شد. ایزدی یونانی بود که از چنگ عقاب انتقامجو میگریخت. فکرش را بکنید وقتی زئوس از آسمان فرود آمد و مرا درگیر جنگ با هفت هیولای هولناک یونانی کرد، چه به روزم آمد.
Molly and The Storm
Molly and her brothers and sister are caught outside in a terrible storm. As the storm rages on, many animals offer their homes as shelter to Molly and her siblings, but their homes are too small. Finally, Molly's mother catches up to her mice and leads them to an old, hollow oak tree. ...
گفتگو با زمان
« گفتوگو با زمان» مجموعه مصاحبهها و سخنرانیها یا پیامهای توران میرهادی در دورهای بیش از پنجاه سال است. بررسیها، درهمکرد و دستهبندی اندیشههای او کاری است که در این کتاب انجام شده است. هر بخش از این کتاب به موضوعی ویژه اختصاص دارد که موضوع کار یا علاقه ایشان بوده است.
ماجراجوی جوان
«ژوائو»، کودک پرتغالی، وقتی اولین بار روی نیمکت کلاس درس نشست، نه سال تمام از سنش می گذشت. معلم کلاسش اسم او را «ماجراجو» گذاشت و ار آن روز به بعد، همواره به ماجراهای بزرگ و کشف دنیاهای جدید، مثل «واسکودوگاما»، کاشف بزرگ هموطن خود، فکر می کرد. پسر بچه های دیگر او را مسخره می کردند، ولی کلمه ی «ماجراجو»، همچون پاره ای از خورشید، در وجود او می درخشید و او را بر بال خیال به سوی آینده های ناشناخته و هیجان انگیز می برد.
بچه ی گروفالو
بابا گروفالو به بچهاش گفت: «هیچ گروفالویی نباید پایش را توی دل جنگل تاریک بگذارد.» اما در یک شب طوفانی بچهی گروفالو به هشدارهای پدرش گوش نکرد و پاورچین، پاورچین از غار بیرون رفت. با این همه موش گندهی بدجنس واقعا وجود نداشت... داشت؟
گلدان خالی
در روزگاران قدیم، در کشور چین پسری به نام پینگ زندگی می کرد که گل ها و گیاهان را بسیار دوست داشت. هر چه او می کاشت، به سرعت جوانه می زد و غنچه می داد و به طرز معجزه آسایی رشد می کرد. از طرف دیگر، امپراتور آن سرزمین نیز که به گل ها و گیاهان علاقه ی زیادی داشت، پیر شده بود و می خواست جانشینی برای خود انتخاب کند. امپراتور دانه های گل های فراوانی را به بچه های سراسر چین داد تا آن ها را بکارند و هرکس زیباترین گل را پرورش دهد، جانشین او شود ... اما دانه ی گل پینگ رشد نکرد و گلان او خالی ماند ...
ترومن – داستان کوشش های لاک پشتی
وقتی سارا، صمیمیترین دوست ترومن، برای رفتن به مدرسه از خانه بیرون میرود، اولین سفر پُرماجرای این لاکپشت بامزه هم شروع میشود؛ ترومنِ قصهی ما، میخواهد شجاعانه از عهدهی مشکلاتِ خود بربیاید.
«ترومن با دوستش سارا در خانهای بالای ایستگاه تاکسیهای پُرسروصدا و کامیونهای حمل زباله زندگی میکند؛ جایی که ماشینها مدام بوق میزنند و البته درست همان جایی که اتوبوس شمارهی 11 بهسمت جنوب حرکت میکند.» ترومن هیچوقت ککش هم نمیگزید که در دنیای پایین خانهاش چه اتفاقهایی میافتد؛ تا روزی که... سارا کولهپشتی بزرگش را میبندد، گُلِسر آبیاش را به موهایش میزند، لباس تازهاش را میپوشد و کاری انجام میدهد که ترومن تا بهحال ندیده است؛ او سوار اتوبوس میشود.
«ترومن صبر کرد تا سارا برگردد. صبر کرد و باز هم صبر کرد. ترومن هزاران ساعت صبر کرد؛ البته ساعتهای لاکپشتی! تا اینکه صبرش سر آمد!»
آتش دزد ۱
پرومتئوس زنجیرهای پاره شده را به کناری پرت کرد و زیرلب گفت : «شاید اصلاً در دنیای دیگری مخفی شدم!»
پرومتئوس ایزدی یونانی بود و همیشه در حال فرار. جرمش؟ دزدیدن آتش از زئوس و بخشیدن آن به انسانها، مجازاتش؟ پرندهای غولآسا جگرش را بیرون بکشد. ولی نه. در سال ۱۸۵۸ پرومتئوس فرار کرد و به شهر من آمد. اما من کیام؟(چهقدر سوال میکنی!) من یتیمام. شغلم؟ پولدارها را از شرّ ثروتشان خلاص میکنم. من و پرومتئوس خیلی زود با هم دوست شدیم…
آتش دزد ۲ – پرواز آتش دزد
من از توپ شلیک میشدم و روی طناب راه میرفتم.
من و پدرم خیال نداشتیم بالون را در شهر عدن فرود بیاوریم، اما این فوقالعادهترین ورود در تمام عمرمان بود. جمعیت زیادی به تماشای کارناوال خطر ما میآمدند. اما تا وقتی پرتومتئوس را ندیده بودم چیزی از خطر واقعی نمیدانستم. پرومتئوس ایزدی یونانی بود که از عقاب انتقامجو و قهرمانان تشنهی خون جنگ تروی فرار میکرد. حالا حدس بزن کدام آدم سادهای مجبور میشود زندگیاش را به خطر بیندازد و به او کمک کند تا زنده از شهر عدن بیرون برود.
شیر و یک سوال موشی!
«مهم نیست چقدر بزرگ باشیم، همهی ما میتوانیم به رؤیاهایمان برسیم فقط باید آنقدر شجاع باشیم که به دنبال آنها برویم.»
مانگا ۲۱ Demon Slayer
قاتل شیطان یک مجموعه مانگای ژاپنی است که توسط کویوهارو گوتوگه نوشته و تصویر شده است. نوجوانی به نام تانجیرو کامادو را پس از قتل خانوادهاش و تبدیل شدن خواهر کوچکترش نزوکو به شیطان، تلاش میکند تا تبدیل به یک قاتل شیطان شود. ...