هنک سگ گاوچران ۷ – نفرین بلال عجیب و قیمتی
وقتی پیت، گربه ی انباری، پیشنهاد معاوضه ی ته مانده های لذیذ استیک را با دو چوب بلال کهنه مطرح می کند، هنک، سگ گاوچران، حس می کند که این قضیه بودار است.
هنک سگ گاوچران ۸ – پرونده ی اسب قاتل یک چشم
اوضاع برای هنک، سگ گاوچران، خیلی خوب پیش نمی رود. اول چربی زیاد گوشت حالش را خراب می کند و بعد کاملا اتفاقی به سالی می پشت پا می زند و باعث می شود قوزک پای او بشکند.
هنک سگ گاوچران ۹ – پرونده ی شبح هالووین
هالووین از راه رسیده و هنک، فرمانده خودخوانده ی حفاظت مزرعه، با کلی ماجرا روبه روست. اول مشکل درخت های عجیب و غریب است، بعد دو اسکلت، یک جادوگر و یک دزد دریایی به مزرعه حله می کنند.
هنک سگ گاوچران ۶- با دم سگ بازی نکن
چه کسی یا چه چیزی دارد مرغ های مزرعه را می کشد؟ و در این بین هنک سگ گاوچران، فرمانده حفاظت مزرعه، چه کاری از دستش بر می آید؟
نیکولا کوچولو ۱۲ همسایه های نیکولا
نیکولا کوچولو مجموعهای بود
که تو نوجوونی یک عالمه روز خوب برای من رقم زد. چقدر بلند بلند خندیدم با این
مجموعه و چقدر از خوندنش لذت بردم.
این مجموعه طنز با تصویرسازیعای جذابش یکی از بهترین کتابهاییه
که بچههای 7 سال به بالا میتونن
بخونن و از خوندنش لذت ببرن.
این کتابها رو
میشه دوباره و چندباره خوند و خندید.
اگه هنوز نیکولا کوچولوها رو نخوندین ما بهتون پیشنهاد میکنیم که همین حالا سفارششون بدین و با جناب نیکولا
کوچولو، خانوادهاش و دوستهای بامزهاش توی مدرسه آشنا بشید و داستانهاشون رو دنبال کنید.
حتی میتونم
بهتون بگم که این یکی از کارهاییه که قبل از مرگ باید حتما انجام بدید! در این حد
لازم!
آقای نارنجی خانم نارنجی
آقای نارنجی تنها بود. او طرف چپ درخت زندگی میکرد. خانم نارنجی هم تنها بود. او طرف راست درخت زندگی میکرد. اما یک روز، یک گلابی بزرگ آبدار روی زمین افتاد و باعث دعوای آنها شد…
گوسفندی که عصبانی بود، خیلی عصبانی
داستان این کتاب دربارهی گوسفندی است که وقتی به خواستههایش نمیرسد عصبانی میشود و از عصبانیت و ناراحتی شاخ در میآورد، دندانهایش از دهانش بیرون میزند، گلها را لگد میکند، اردکها را میترساند، دم گاو را گاز میگیرد و...
چرا دعوا می کنی ؟
یک روز گرم تابستان بود. نارنجی و دوستش گوش سیاه، کنار جویبار بازی می کردند. گوش سیاه گفت: «بیا جلوی آب سد بسازیم.» نارنجی گفت: «من که بلد نیستم.» گوش سیاه گفت: «ولی من بلدم.» نارنجی گفت: «باشه تو سد بساز، من قایق می سازم.» این گفت و گو می توانست شروع یک ماجرای شاد و بانشاط باشد. اما این طور نشد، نارنجی و گوش سیاه با هم دعوایشان شد. آن ها قهر کردند و ...می پرسید چرا؟ خودتان داستان را بخوانید تا بدانید آن ها چرا با هم قهر کردند و دست آخر کارشان به کجا کشید.
هفته آشتی و دوستی در کلاس خانم روباه
بچه های کلاس خانم روباه دائم سربه سر هم می گذاشتند و با هم بگومگو می کردند. این طور بود که فکر هفته ی آشتی و دوستی به فکر خانم روباه رسید. آیا بچه ها توانستند این برنامه را پیاده کنند؟
یک روز جادویی که قرار بود هیچ کاری نکنم!
تبلتم افتاد توی برکه! بدون تبلت هیچ کاری نداشتم بکنم. انگار نهال کوچکی بودم که بیرون از خانه وسط طوفان گیر افتاده باشد. احساس کردم در آن نزدیکی، چیز خاصی وجود دارد... دنیای اطرافم یواش یواش داشت تغییر میکرد!
سال نوع مبارک
آرین وقتی دید نوشته ی روی دیوار غلط است ماژیک روی میز را برداشت تا درستش کند. اما رایان اصلا دوست نداشت کسی بی اجازه به وسایلش دست بزند.
امروز چلچله من
قصهی چلچله را شنیدهای؟
آنکه بالش تو یک کوچه شکست؟
با پرستوی مهاجر نپرید
تک و تنها توی یک لانه نشست
…
گل
دیوید پسر نوجوانیست که زندگی معمولی دارد. با آمدن استفان زندگی دیوید دگرگون میشود. استفان پسری عجیب و هنرمند است.
گربه ی قرمز گربه ی آبی
گربهی قرمز: گربهی چالاک
گربهی آبی: گربهی باهوش
وقتی باهماند: گربههای حسود
آیا آرزوی گربهی آبی این بود که مثل گربهی قرمز شود و گربهی قرمز میخواست شبیه گربهی آبی شود؟
بله همینطور است!
محله موشها ۴- جولیوس، بهترین بچه دنیا
محله موشها پر است از بچه موش با ماجراهای مخصوص خودشان.
ماجرای لیلی و کیف جدید بنفشش که با خود به کودکستان برده، ماجرای اوئن و پتوی
پرزداری که هیچوقت از خودش جدا نمیکند، ماجرای اسم بینظیر کریسنتمم، نگرانیهای
ومبرلی و ...
همه این داستانها را که بعضیهایشان هم در کودکستان اتفاق میافتد میتوانید
در مجموعه محله موشها با بچهها بخوانید و لذت ببرید.
این مجموعه 9 جلد دارد و مناسب بچههای 3 سال به بالاست.
رویای دویدن
هیچ چیز انگار قرار نیست دیگر درست بشود. جسیکا فکر می کند زندگی اش به آخر رسیده و دیگر هیچ امیدی به ادامه دادن ندارد.

