ماجراهای تن تن 22 – پرواز 714 به مقصد سیدنی
تنتن، کاپیتان هادوک و پروفسور تورنسل که برای شرکت در یک کنفراس فضا نوردی عازم سیدنی هستند، بهطور اتفاقی با اسکات، که خلبان شخصی لازلو کاریداس میلیونر معروف میباشد، ملاقات میکنند.
سلام نابغه 7 – هاپ هاپو بازی می کند
هاپ هاپو هی شوت میزنه. عاشق بازی کردنه. این ور و اونور می پره. باباش میگه: «بازی بشه. وقت نهاره. غذا بخور« اما هاپ هاپو گوشش به این حرفها بدهکار نیست.
سلام نابغه 3 – پیشی باید بخوابد
مسواک زدن،خواهش کردن،به موقع خوابیدن، تشکر کردن، غذا خوردن، عذرخواهی کردن و بازی کردن! همهی اینها مسائل مهم زندگی یک بچهی ۲ تا ۶ سال است. این کتابها هم با شعرهایی بامزه به همین مسائل پرداختهاند. بامبی دندانهایش را مسواک میزند، پنگوئن خواهش میکند، پیشی باید بخوابد، خرسی تشکر میکند،بلبله گوش ناهار میخورد،موش موشی میگوید ببخشید، هیپو عذرخواهی میکند، هاپ هاپو بازی میکند اینها عنوانهای این مجموعه هستند که در ۸ جلد با عنوان مجموعهی سلام نابغه چاپ شدهاند. حتما خواندن این مجموعه با بچهها خیلی خیلی لذتبخش و موثر خواهد بود.
قصه های دوستی 9 – روزی که لاکپشت پنگوئن شد
لاکپشت کوچولو آنقدر از خواندن کتاب زندگی پنگوئنها هیجانزده شده که دلش میخواهد پنگوئن شود. همهی دوستانش درمهدکودک هم دوست دارند مثل لاکپشت کوچولو پنگوئن شوند. آنها مثل پنگوئنها روی شکمشان سرمیخورند و خوابهای پنگوئنی میبینند و یک روز خیلی عالی پنگوئنی را میگذارنند.
تاروگمی – وای چه لباس نازی
شعرهای ساده و بامزه، تصویرهای رنگی و قشنگ و طراحی خاص... مگر یک بچهی کوچولو غیر از اینها از کتاب چه میخواهد. غیر از اینکه وقت بگذارید و با کودک خود حسابی سرگرم شوید. این کتابها که مناسب زیر ۴سال هستند را میشود چند باره و چند باره خواند و سرگرم شد😍. اگر کودک زیر ۴سال دارید همین حالا این کتابها را برایش تهیه کنید😍.
جودی دمدمی 1 – جودی انجمن مخفی تشکیل میدهد
جودی و دوستانش انجمنی مخفی تشکیل میدهند. تنها شرط عضویت در این انجمن این است که قورباغهای روی دستت جیش کند!
جودی دمدمی 4 – جودی آینده را پیشگویی میکند
جودی دمدمی یک «انگشتر حالنما» جایزه میبرد. هر کس نگین انگشتر را فشار دهد، رنگ نگین عوض میشود و انگشتر حالش را نشان میدهد.
جودی میخواهد به کمک این انگشتر، آیندهی دیگران را پیشگویی کند. جالب اینکه بعضی از پیشگوییهایش درست از آب در میآید!
مدرسه پرماجرا 13 نویسنده کلهگنده
وقتی بچهها مدرسه رفتن رو شروع میکنن، خودشون رو خیلی بزرگتر میبینن و دوست دارن کتابهای جدیتر، با متن بیشتر و تصاویر کمتر بخونن. و خب بزرگترین دغدغهشون هم که مدرسه است. پس جون میده چه براشون بخونید؟ مجموعهی مدرسه پرماجرا. این مجموعه داستان از زبان ای.جی. شاگرد بازیگوش و خلاقیه که هرچند هر داستان رو با این جمله شروع میکنه:«اسم من ای.جی. است و از مدرسه متنفرم» اما بهترین و هیجانانگیزترین ماجراهای زندگیش تو مدرسه اتفاق میافته. یه مدرسه با یه مدیر باحال که برای شادی شاگردهاش هر کاری میکنه؛ همراه با معلمهای خلاق و عجیب.
مدرسه خیال باف ها 5 یک آدم گرگی توی چادر من است!
سلام! من ایزیام، تنهــا دختر پدر و مــادرم و دانشآموز کلاس چهارم «ج».
چند تا دوست خوب دارم که با هم به یک مدرسه میرویم، اما مشکلاتی هم دارم؛ مثلاً اینکه خیلی وقتها مامان، بابا و معلمها حرفهای من و دوستهایم را باور نمیکنند. البته این موضوع اصلاً باعث نمیشود که ما دربارهی چیزهای مشکوک تحقیق نکنیم. با ما همراه باشید تا از نتیجهی تحقیقهایمان سر دربیاورید.
مدرسه خیال باف ها 2 جاسوسی که ناهار مدرسه را دوست داشت
سلام! من ایزیام، تنها دختر پدر و مادرم و دانشآموز کلاس چهارم «ج». چند تا دوست خوب دارم که با هم به یک مدرسه میرویم. اما مشکلاتی هم دارم؛ مثلاً اینکه خیلی وقتها مامان، بابا و معلمها حرفهای من و دوستهایم را باور نمیکنند. البته این موضوع اصلاً باعث نمیشود که ما دربارهی چیزهای مشکوک تحقیق نکنیم. با ما همراه باشید تا شما هم نتیجهی تحقیقهایمان را بفهمید.
قصه های با پدر و مادر 3 پدر و مادرم دیوانهام کردهاند
بابای لویی شده یک بابای خانهدار! یک غذاهایی میپزد که هیچکس نمیتواند لب بزند. رنگ همهی لباسچرکها را قاتیپاتی کرده و تازه از لویی میخواهد خودش اتاقش را مرتب کند. از همه بدتر: لویی را بهعنوان بهترین دوستش انتخاب کرده و مغزش را میخورد. لویی باید یکجوری جلویش را بگیرد، اما چطوری؟
لوتا پیترمن (11) معجون گربه سیاه و پودر قوباغه
واااای! از وقتی که من و شایِن با یک فیلم ترسناک خودمان را برای مسابقهی روخوانی مدرسه آماده کردهایم، یک عالمه *اتفاقهای عجیب و غریب افتاده:
لوتا پیترمن (10) مارهای فراری عاشق می شوند
ای بابااا! از وقتی که این قضیهی جشن بزرگ افتتاحیهی سالن ورزشی پیش آمده، همهچیز قاراشمیش شده. خانم پیپی خودش سرخود یارکِشی کرده که کی با کی همتیمی بشود که با هم برنامه اجرا کنند و من هم بدبختانه افتادهام با بِنی! از راکِرها!
لوتا پیترمن (9) یک قوطی پر از کوآلا
یک نامردی به تمام معنا! درست وقتی که شانس به من رو کرده و برندهی سفر به شدهام، اصلاً و ابداً به من اجازهی رفتن نمیدهند!
ولی من باید به هر قیمتی که شده بروم!
ماجراهای ریکی پرنده 4 – مزرعه سرگرمی
ریکی پسر ۱۰-۱۲ ساله ای است که به نظر همکلاسی هایش کمی عجیب وغریب است. حتی مادرش هم این طور فکر می کند. او خیلی دوست دارد معروف باشد ولی در هیچ چیز مهارتی ندارد؛ نه در ریاضی، نه فوتبال، نه دوچرخه سواری نه خیلی کارهای دیگر که معمولا برای پسرها مثل آب خوردن است. ریکی فکر می کند تنها مهارتی که دارد پخمه بودن است. او حتی از ظاهر خود هم راضی نیست.
جودی دمدمی 5 – جودی دکتر میشود
جودی دمدمی امروز تصمیم گرفته که در آینده دکتر شود. از خوششناسیاش،معلم علوم از بچهها میخواهد که هر کس دربارهی بخشی از بدن انسان تحقیق کند.
اما دردسر از جایی شروع میشود که جودی تصمیم میگیرد تحقیق خود را با یک عمل شروع کند. او میخواهد شکم قورباغهی برادرش را باز کند تا دل و رودهاش را ببیند و دوباره آن را بخیه بزند!