سام و حیوان خانگی اش
این کتاب داستان روزی است که سام چیز جدیدی کشف کرد. چیزی به نام خشم! اولش جالب به نظر میرسید چون خشم با ترساندن بقیهی بچهها آنها را از زمین بازی فراری داد و سام توانست تنها و راحت بازی کند. اما بعد خشم کارهای بیشتری کرد. کارهایی که سام ازشان راضی نبود. او خواهرش را نیشگون گرفت و مادرش را ناراحت کرد. سام به مادرش گفت که هیچکدام از اینها کار او نبوده و کار خشم است. مادرش گفت که باید یاد بگیرد خشمش را کنترل کند و اینطور بود که سام یاد گرفت فقط و فقط خودش مسیٔول احساساتش است و باید برای کنترل آن راهکارهایی داشته باشد. این کتاب را میتوانید برای بچههای ۴ سال به بالا بخوانید.
قصه های خرس کوچولو و خرس بزرگ ۱ – خوابت نمی برد خرس کوچولو؟
ماجراهای دو تا خرس، که یکیشان بزرگ است و یکیشان کوچک، خیلی شبیه ماجراهایی است که بین بچهها و مادر و پدرهایشان اتفاف میافتد. انگار خرس بزرگ همیشه میداند چه کار کند تا خرس کوچک راحتتر باشد. اگر لازم باشد توی سرما بغلش میکند و یا توی تاریکی برایش فانوس روشن میکند تا نترسد. هر چه که هست ماجراهای این دو تا خرس خیلی خیلی شیرین و دوست داشتنی است. نویسندهی این کتابها هم مارتین وادل عزیز است که روباه قرمز خیلی خیلی دوستش دارد.
دنیای دوستداشتنی من – خوبه که با دیگران فرق داری
این کتاب کودکان و بزرگترها را برمیانگیزد که با دیدن تفاوتها، پذیرفتن دیگران و اعتماد به نفس، شخصیت خود را در آغوش بگیرند.
نخستین هیجان های من/آهو کوچولو می ترسد
مجموعه کتابهای مقوایی «نخستین هیجانهای من» شش داستان بامزه و جالب است که کودکان را با احساساتشان آشنا میکند. کتابهای این مجموعه با نامهای
سوسمار کوچولوی خوشحال
آهو کوچولوی ترسو
شیر کوچولوی عصبانی
کرگدن کوچولو خودخواه
پلنگ کوچولوی شیطون
گورخر کوچولوی حسود
کودکان را با شش احساس مختلف آشنا میکند.
این کتابها از مقوای بهداشتیِ با کیفیت و استحکام بالا تهیه شده است و برای گروه سنی صفر تا ۶ سال مناسب است.
کتاب مقوایی/دوستان المر
سلام المر! تو میان همهی فیلها میدرخشی. میخواهی دوستانات را ببینی؟
سلام گورخر! تو از میان همه راهراهتری.
«دوستان المر» یکی از کتابهای مجموعه «المر» است که موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان با رعایت کپی رایت، منتشر کرده است.
در این کتاب مقوایی بسیار شاد و رنگارنگ، با دوستان المر آشنا شوید!
خرگوش گوش داد !
تیلور با مکعبهای خانهسازیاش ساختمان فوقالعادهای ساخته بود. همینطور که داشت با افتخار ساختمانش را تماشا میکرد، یکدفعه یک دسته کلاغ به ساختمانش زدند و آن را خراب کردند. حیوانات جنگل که این صحنه را دیدند، همهشان فکر کردند میتوانند حال تیلور را خوب کنند. آنها یکییکی آمدند و با تیلور صحبت کردند. اما تیلور حالوحوصلهی هیچکدامشان را نداشت. هیچکدامشان واقعاً بلد نبودند حال تیلور را خوب کنند؛
وقتی اندوه به دیدارم می آید
بزرگترین نعمتی که این روزا بچهها دارن همین آگاهی پدر مادراست که براشون کتابهایی دربارهی شناخت احساساتشون میخونن. احساست مثل کلافهای کاموای در هم پیچیده میمونه. مهم اینه که دونه دونه این کلافها رو از هم جدا کنید سرشو نشونشون بدید و بگید ببین این غمه، ببین این یکی شادیه و... بعد بهشون میگین وقتی غم سراغش اومد چی کارا میتونه بکنه یا وقتی مثلاً خشم به سراغش اومد. این کتابی که میبینید به قشنگترین شکل ممکن برای کوچولوها میگه که اگه اندوه به سراغشون اومد چی کار کنن. و خب اولین کار پذیرفتنشه.
آن جا که شادی آغاز میشود
میدونم خیلی گفتیم ولی خب مهمه که میگیم. مهمه که بچهها احساساتشون رو بشناسن. مهمه که شادی رو بشناسن، مهمه بچهها غم رو بشناسن و ترس رو و باقی احساسها رو. مهمه که بدونن هر کدوم از این احساسات یه وقتایی سراغشون میان. مهمه بدونن وقتی شادی اومد سراغشون محکم تو بغلش بگیرن و ازش حسابی لذت ببرن. و هر کتاب خوبی که دربارهی احساسات چاپ بشه ما با ذوق و سریع بهتون پیشنهادش میدیم. این کتاب ارزشمند مناسب ۳ سال به بالاست.
قصههای نخودی ۱ – قصهی کوچولو موچولوی نخودی
نخودی وقتی به دنیا آمد خیلی کوچک بود. خیلی خیلی کوچک بود. اما با این وضع مشکلی نداشت. هر وقت که دلش میخواست میتوانست به آسمان خیره شود و بزرگی دنیا را ببیند، یا از بوتههای گوجه فرنگی بالا برود و یا با حشرات کشتی بگیرد.
نخ نامرئی
دوقلوها جرمی و لیزا بعد از اینکه مادرشان به آن ها گفت همه ی ما با نخی نامرئی به هم متصیلم، گفتند که این غیرممکن است. با نگاهی حیرت زده پرسیدند که این چه جور نخی است؟ مادرشان جواب داد که نخی نامرئیست از جنس عشق. و این شروع داستان نخ نامرئی به قلم پاتریک کارست است. داستانی از گره ای که واقعا افراد را به هم وصل می کند. نخ نامرئی از قلبی به قلب دیگر می رسد. آیا همه یک نخ نامرئی دارند؟ اصلا این نخ تا کجا می رسد؟ آیا هرگز از بین می رود؟ همه اش را در این کتاب دوست داشتتنی بخوانید.
خمیری ها – احساس ها
این کتاب به کودکان آموزش میدهد که چگونه احساسات خود را نامگذاری کنند. احمقانه یا عصبانی، آرام یا بدخلق، بسیاری از احساسات بزرگ و کوچک در این کتاب شایان ستایش برای کودکان نوپا و پیش دبستانی به تصویر کشیده شده است. پیام کلی نویسنده این است که همه احساسات، احساسات خوبی هستند.
مدرسه پرماجرا ۳۴ کاراتهباز حرفهای
وقتی بچهها مدرسه رفتن رو شروع میکنن، خودشون رو خیلی بزرگتر میبینن و دوست دارن کتابهای جدیتر، با متن بیشتر و تصاویر کمتر بخونن. و خب بزرگترین دغدغهشون هم که مدرسه است. پس جون میده چه براشون بخونید؟ مجموعهی مدرسه پرماجرا. این مجموعه داستان از زبان ای.جی. شاگرد بازیگوش و خلاقیه که هرچند هر داستان رو با این جمله شروع میکنه:«اسم من ای.جی. است و از مدرسه متنفرم» اما بهترین و هیجانانگیزترین ماجراهای زندگیش تو مدرسه اتفاق میافته. یه مدرسه با یه مدیر باحال که برای شادی شاگردهاش هر کاری میکنه؛ همراه با معلمهای خلاق و عجیب.
مدرسه پرماجرا ۱۹ جنگ لعنتی
وقتی بچهها مدرسه رفتن رو شروع میکنن، خودشون رو خیلی بزرگتر میبینن و دوست دارن کتابهای جدیتر، با متن بیشتر و تصاویر کمتر بخونن. و خب بزرگترین دغدغهشون هم که مدرسه است. پس جون میده چه براشون بخونید؟ مجموعهی مدرسه پرماجرا. این مجموعه داستان از زبان ای.جی. شاگرد بازیگوش و خلاقیه که هرچند هر داستان رو با این جمله شروع میکنه:«اسم من ای.جی. است و از مدرسه متنفرم» اما بهترین و هیجانانگیزترین ماجراهای زندگیش تو مدرسه اتفاق میافته. یه مدرسه با یه مدیر باحال که برای شادی شاگردهاش هر کاری میکنه؛ همراه با معلمهای خلاق و عجیب.
مدرسه پرماجرا ۱۳ نویسنده کلهگنده
وقتی بچهها مدرسه رفتن رو شروع میکنن، خودشون رو خیلی بزرگتر میبینن و دوست دارن کتابهای جدیتر، با متن بیشتر و تصاویر کمتر بخونن. و خب بزرگترین دغدغهشون هم که مدرسه است. پس جون میده چه براشون بخونید؟ مجموعهی مدرسه پرماجرا. این مجموعه داستان از زبان ای.جی. شاگرد بازیگوش و خلاقیه که هرچند هر داستان رو با این جمله شروع میکنه:«اسم من ای.جی. است و از مدرسه متنفرم» اما بهترین و هیجانانگیزترین ماجراهای زندگیش تو مدرسه اتفاق میافته. یه مدرسه با یه مدیر باحال که برای شادی شاگردهاش هر کاری میکنه؛ همراه با معلمهای خلاق و عجیب.
داستان های زیر آب – خرچنگ دست و پا چلفتی
چنگالی از چنگالهای بزرگ و مزاحمش بدش میآید و آرزو میکند بازوهایی مثل هشتپا و عروسدریایی یا بالههایی مثل لاکپشت و ماهی داشته باشد و بتواند با بقیه بازی کند؛ بدون اینکه چیزی را خراب کند. یک روز، وسط بازی، هشتپا بین جلبکها گیر میافتد. گرع جلبکها تنگتر و تنگتر میشود و هیچکس نمیتواند کمکش کند. ای وای! چه کمکی از دست چنگالی برمیآید؟