داستان های امیل
با اینکه امیل پسربچهی بسیار بازیگوشی بود و در کودکی بازیگوشیهای جنجال برانگیزی انجام داد، آنقدر که تمامی اهالی لونه بری از دست او کلافه شدند و پول جمع کردند و به پدر امیل دادند تا امیل را به کشور آمریکا بفرستد تا لااقل از شرش خلاص شوند. ولی هیچکدام اینها نشد که نشد. هیچکس فکرش را هم نمیکرد که روزی امیل، همان پسربچهی بازیگوش وقتی بزرگ شد رییس انجمن ستارگان استان اسمولند شود و کارهای مهمی برای مردم انجام دهد. مادر همیشه درباره امیل میگفت: «امیل پسربچهای دوست داشتنی است.
قصه ی گرگ
این کتاب جذاب دربارهی یک پدر و پسر پنج سالهاش، میشل (که باهوش، زیرک و خورهی قصه است.) و بهترین دوست میشل، استفان (که شنوندهای پروپاقرص و او هم خورهی قصه است) و خب دیگر چه؟... دربارهی یک قصه است.
آه، و دربارهی یک گرگ است. این یک قصهی گرگ است (میشل همیشه میخواهد این قصه را بشنود.) و یک شب موقع خواب، شروع میشود و همینطور در شبهای دیگر، موقع خواب و در روز تعطیل با گردش رفتن به ساحل و به پارک، در قسمتهای پیدرپی، با فوت و فنهای برانگیزنده، ادامه پیدا میکند. والدو، گرگ گرسنه، یواشکی برای بردن مرغ رنگینکمان، به لانهی مرغ میرود، اما جیمی، پسر کشاورز، همان موقع از راه میرسد. پس از آن معلوم نیست بعدش چه اتفاقی میافتد، پسرها مدام وسط قصه میپرند و قصه با سرعت پیش میرود و والدو گرچه به شامش نمیرسد، اما دسر میخورد.
نگهبانان
کتابخانه ی عمومی در خیابانی ساکت و دلگیر و در برابر پارک قد برافراشته بود. ساختمان کتابخانه به ساختمانهای پراکنده و نیمه ویرانی که روزگاری دفاتر انجمن شهر را در خود جای می داد، متصل بود. اکنون از این ساختمانها به عنوان انبار استفاده می کردند. به گواهی لوحه ی درهم شکسته ای که از دیوار بیرون زده بود و از مراسم افتتاح آن در سال 1978 سخن می گفت، ساختمان کتابخانه نیز قدیمی ساز بود. بر سطح سیمانی دیوارها چندین شکاف بزرگ دیده می شد؛ شکافهایی که زمانی به رنگ سفید و اکنون از سیاهی چون رگه های خاکستری و کثیفی خودنمایی می کردند.
هرمان
هرمان ۱۱ ساله یک پسر معمولی است. با بقیهی پسرها تفاوت زیادی ندارد، تا اینکه یک روز وقتی از خواب بیدار میشود میفهمد که موهایش دارد میریزد؛ یعنی همهی موهایش. هرمان که پسر حساس، زیرک و بامزهای است، پس از مدتی میفهمد که در مدرسه همه دلشان برای او میسوزد و همین قضیه به شدت آزارش میدهد. او با پدربزرگش که سالهاست روی تخت افتاده است رابطه بسیار خوبی دارد و حرفهای جدی و جالبی بینشان رد و بدل میشود؛ اما با مرگ پدربزرگ، هرمان تازه متوجه میشود که چیزهایی مهمتر از ریزش مو هم وجود دارد و برخی از چیزهایی که از دست میرود، دیگر برنمیگردد...
هندسه ی عصر حجری (کره)
در این کتاب شما با کره و ویژگی های این شکل هندسی و موارد استفاده اش در وسایل و سازه های کروی شکل در زمان قدیم و عصر حاضر آشنا می شوید.
هندسه ی عصر حجری (مثلث)
در این کتاب شما با مثلث و ویژگی های این شکل هندسی و موارد استفاده اش در وسایل و سازه های مثلثی شکل در زمان قدیم و عصر حاضر آشنا می شوید.
هندسه ی عصر حجری (خط)
در این کتاب شما با خط و ویژگی های آن به عنوان یک عنصر اساسی در ترسیم و نمایش همه ی اشیا و چیزهایی که پیرامون خود می بینیم و نشان دهنده ی چارچوب هر چیز در زندگی روزمره است، آشنا می شوید.
هندسه ی عصر حجری (دایره)
در این کتاب شما با دایره و ویژگی های این شکل هندسی و موارد استفاده اش در وسایل و سازه های دایره ای شکل در زمان قدیم و عصر حاضر آشنا می شوید.
هندسه ی عصر حجری (مکعب)
در این کتاب شما با مکعب و ویژگی های این شکل هندسی و موارد استفاده اش در وسایل و سازه های مکعبی شکل در زمان قدیم و عصر حاضر آشنا می شوید.
تو لک لکی یا دارکوب
کودک با باز کردن هر صفحه از کتاب تصویر یک حیوان را میبیند و زمانی که هر یک از تاهای صفحه را باز کند تصویر یک حیوان دیگر نمایان میشود.
نامه نامور – رستم و اکوان دیو
چیزی که در همهی این سالها شاهنامه رو ماندگار کرده داستانهای قوی، حماسی و افسانهای اونه.
قطعا شنیدن این داستانها برای بچهها هم خیلی خیلی هیجانانگیزه.
بچهها معمولا موقع شنیدن داستانهای شاهنامه شگفتزده و ساکت گوش میکنن و لذت میبرن.
اگر دنبال خوندن داستانهای شاهنامه برای بچههای 10 سال به بالا هستید (البته روی کتابها نوشته 15 سال به بالا ولی به نظر ما 10 سال به بالاست) ما این مجموعه رو بهتون معرفی میکنیم. این مجموعه 12 جلدی متنهای ساده و نقاشیهای فوقالعادهای داره.
قدم یازدهم
شیر کوچولو در باغ وحش به دنیا آمده بود. پشت میله های قفسی آهنی که از اول تا آخر آن فقط ده قدم بود. شیر کوچولو هر روز شیر مادرش را می خورد، با دم او بازی می کرد، از سر و کولش بالا می رفت. گاهی هم توی قفس راه می رفت؛ اما فقط ده قدم. در قدم یازدهم سرش می خورد به میله های قفس و دنگ صدا می کرد. اوضاع همین طور بود تا آن که یک روز نگهبان باغ حش یادش رفت در قفس را ببندد و آن وقت ...
همیشه ی همیشه دوستت دارم
داستان کتاب «همیشهی همیشه دوستت دارم» ماجرای یک روز بازی دو موش به نامهای «دمدراز» و «دمکوتاه» در جنگل است و دمدراز که بزرگتر است تلاش میکند به دمکوتاه بیاموزد که زندگی پیوسته در تمام زمینهها تغییرات را به دنبال دارد که گاهی خوشایند و گاهی ناخوشایند است اما ما باید تلاش کنیم با دوستی و محبت با هم زندگی کنیم.
زرد و صورتی
آدمک زرد پرسید:«می دانی این جا چه کار می کنیم؟» آدمک صورتی گفت:«نه. حتی یادم نمی آِد چه طور شد که این جا هستم.» آدمک زرد ادامه داد:«یادم نمی آید چه طور به این جا آمده ایم. همه چیز جدید و عجیب و غریب به نظر می آید. ما کی هستیم؟»
ماه از آن بالا چه دید؟
در این کتاب برایان وایلد اسمیت به کمک تصاویر زیبا و رنگارنگ، کودکان را با برخی مفاهیم ساده و متضاد، از قبیل چاق و لاغر، ضعیف و قوی، روشنایی و تاریکی که در قالب گفت و گویی بین ماه و خورشید به تصویر کشیده شده است آشنا می کند.