هندسه ی عصر حجری (مربع)
در این کتاب شما با مربع و ویژگی های این شکل هندسی و موارد استفاده اش در وسایل و سازه های مربعی شکل در زمان قدیم و عصر حاضر آشنا می شوید.
شهر طلا و سرب
این دومین جلد از سه گانه ی جان کریستوفر درباره ی مبارزه ی انسان ها با ساخته های دست خودشان است.
ماهیگیر و بهار
همهجا پر از برف است و خبری از خورشید نیست. ماهیگیر فکر میکند حتما بهار راه خود را گم کرده، پس میخواهد برود بهار را پیدا کند و راه را به او نشان دهد. در این مسیر هم ماهی کوچکش که حالا آن را به دریا انداخته به او کمک میکند و هم پرندههایی که به هوای بهار به خانهی ماهیگیر آمدهاند...
موش موشک کجایی ؟
یک داستان تصویری خوب و زیبا از کوهنوردی موش موشک و دوستش بر قله ای بلند. اما این قله کجاست؟
گوسفندی که عصبانی بود، خیلی عصبانی
داستان این کتاب دربارهی گوسفندی است که وقتی به خواستههایش نمیرسد عصبانی میشود و از عصبانیت و ناراحتی شاخ در میآورد، دندانهایش از دهانش بیرون میزند، گلها را لگد میکند، اردکها را میترساند، دم گاو را گاز میگیرد و...
سر کوهی رسیدم
شعری کودکانه از بازی و خیال بچه ها و برخورد آن ها با محیط اطراف خود همراه با تصاویری شاد که گویای زندگی پر از نور و روشنی بچه هاست.
گل همیشه قرمز
گل همیشه قرمز در تنهایی به دنیای پشت پنجره فکر می کرد و دلش می خواست در باغچه، پیش گلهای یاس، نیلوفر، نرگس و دیگر گلها باشد. او هیچ وقت غنچه نمی داد، بزرگ نمی شد، حتی چیزی هم نمی خورد. آخر او یک گل طبیعی نبود؛ یک گل مصنوعی بود، توی یک گلدان شیشه ای. اما یک روز صبح اتفاقی افتاد که سرنوشت گل همیشه قرمز را عوض کرد….
آقا رنگی و گربه ناقلا یا این جوری بود که اون جوری شد
آهای با تو هستم! با تو که این کتاب را ورق می زنی و می خوانی. شاید... کسی چه می داند، شاید یک مرتبه گربه ای از صفحه های این کتاب بیرون آمد و در یک چشم برهم زدن تو را خورد. البته اگر موش باشی! هستی؟
بازی با علم – به زمین می خورم
آیا می دانی وقتی که می افتی، چه می شود؟ به زمین می افتی! آیا می دانی وقتی شیر را می ریزی، چه می شود؟ به زمین می ریزد.
بازی با علم – خیس می شوم
می دانی سریع ترین راه برای خنک شدن در یک روز گرم تابستانی چیست؟ خیس شدن! می دانی آسان ترین راه برای تمیز شدن چیست؟ خیس شدن!
بازی با علم – در برابر باد می ایستم
تا حالا دربرابر باد شدیدی ایستاده ای؟ موهایت از کنار صورتت عقب می رود. شاید هم باد کلاهت را ببرد. اگر باد خیلی شدید باشد، شاید حتی نتوانی صاف راه بروی.
خوش حال باش مرغک من
داستان این کتاب درباره ی سفر پرماجرای یک مرغ است. ماجرا از آنجا آغاز می شود که پیرمردی مهربان و فقیر، مرغی را به عنوان هدیه دریافت می کند. اما او ترجیح می دهد آن را به دوستش که نیازمندتر از خودش است ببخشد. مرغ خوش شانس بین افراد مختلف دست به دست می گردد. اما سفر مرغ چگونه به پایان می رسد، ماجرای جالب و خواندنی داستان این کتاب است.
قصه ی بره ی سرخ و شاهزاده ی غمگین
کتاب روایت دختر غمگین پادشاهی است که سالها پیش مادرش را از دست داده است و هر بار که تنها میشود گوشهای مینشیند و گریه میکند. پدر هر کاری به فکرش میرسد انجام میدهد اما تلاشهای او نتیجهای ندارند. تا اینکه یک روز چوپانی به همراه یک برهی سرخی، یک دختر، یک مرد و یک زن که دستانشان به بره چسبیده و در هوا معلقاند، از راه میرسند.
آدم کوچولوی گرسنه
این کتاب بازآفرینی داستانی فولکلور است که در ادبیات اغلب کشورها برای کودکان روایت می شود. پسر کوچک گرسنه ای برای به دست آوردن نان، مجبور می شود به سراغ آسیابان، کشاورز، اسب، زمین و رودخانه برود تا بتواند بعد از به دست آوردن آرد به سهم خود از نان برسد.
علوم عصر حجری – ساختمان ها و سازه ها
لئو یک نابغه ی عصر حجری است، اما گربه ی دست آموزش، پالاس، مانند او نابغه نیست. این دو، با هم، دنیای شگفت انگیز علم را می کاوند و به حقایق و اکتشافات بسیار درخشانی دست می یابند.
چرا دعوا می کنی ؟
یک روز گرم تابستان بود. نارنجی و دوستش گوش سیاه، کنار جویبار بازی می کردند. گوش سیاه گفت: «بیا جلوی آب سد بسازیم.» نارنجی گفت: «من که بلد نیستم.» گوش سیاه گفت: «ولی من بلدم.» نارنجی گفت: «باشه تو سد بساز، من قایق می سازم.» این گفت و گو می توانست شروع یک ماجرای شاد و بانشاط باشد. اما این طور نشد، نارنجی و گوش سیاه با هم دعوایشان شد. آن ها قهر کردند و ...می پرسید چرا؟ خودتان داستان را بخوانید تا بدانید آن ها چرا با هم قهر کردند و دست آخر کارشان به کجا کشید.