برایدِن خرگوشه دلش نمیخواهد اسباببازیهایش را جمعوجور کند یا سبیلهایش را بشوید. برایدِن فکر میکند زندگی کردن با دوستانش خیلی آسانتر است، برای همین تصمیم میگیرد تجربهاش کند. اما به هر خانهی جدیدی که سر میزند، با مشکل تازهای روبهرو میشود…
برگرد خونه دیگه!
اردک دوست دارد بیشتر وقت خود را با دوستش خرسی بگذراند.
وقتهایی که خرسی خوابش میآید، یا به ماهیگیری رفته و یا میخواهد استراحت کند اردک نمیداند که چه کار کند.
اما او باید به خواستههای دوستش احترام بگذارد چون برای دوست ماندن این کار لازم است.
این کتابها داستانهای بامزه و تصویرهای خیلی قشنگ دارند و به دلیل سادگی برای ۲،۳ سالهها تا ۶ سالهها مناسبند.
این سه تا کتاب جذاب را برای بچهها بخوانید و لذت ببرید.
چه کسی از روباه بد گنده میترسد؟
در این داستان روباه بد گندهی داستان ما آرزو دارد که یک شکارچی «گنده و بد» باشد و علیرغم تمام تلاشهایش، هرچیزی است بهجز «گنده و بد» تلاش او برای گرفتن مرغهای مزرعه همیشه با شکست روبهرو میشود و نهایتاً به خوردن شلغم راضی میشود. پس از چندین اشتباه خندهدار، یک گرگ ترسناک به روباه ما کمک میکند تا نقشهای برای دزدیدن سه تخممرغ و پرورش آنها بهعنوان جوجههای آبدار چاقتری بریزد که وقتی بزرگ شدند آنها را بخورد. به این شرط که یکی از آنها را به گرگ بدهد. روباه هم موافقت میکند اما همهچیز طبق نقشه پیش نمیرود. حالا تخممرغها به جوجههایی تبدیل شدهاند که فکر میکنند روباه هستند. و روباه بد گندهی داستان چه؟ شدیداً به آن جوجهها وابسته شده!
قصه های خرس کوچولو و خرس بزرگ ۳ – آفرین، خرس کوچولو
ماجراهای دو تا خرس، که یکیشان بزرگ است و یکیشان کوچک، خیلی شبیه ماجراهایی است که بین بچهها و مادر و پدرهایشان اتفاف میافتد. انگار خرس بزرگ همیشه میداند چه کار کند تا خرس کوچک راحتتر باشد. اگر لازم باشد توی سرما بغلش میکند و یا توی تاریکی برایش فانوس روشن میکند تا نترسد. هر چه که هست ماجراهای این دو تا خرس خیلی خیلی شیرین و دوست داشتنی است. نویسندهی این کتابها هم مارتین وادل عزیز است که روباه قرمز خیلی خیلی دوستش دارد.
سوفی و کدو حلوایی در مدرسه
اولین روز مدرسه است و سوفی بهجز دو تا کدو حلوایی که با خود به مدرسه برده، هیچ دوست دیگری ندارد. همهی بچهها کنجکاو شدهاند و از سوفی دربارهی کدو حلواییاش سؤال میکنند. اِستیون همکلاسی سوفی، میخواهد با او دوست شود، اما سوفی میگوید من دوستهای خودم را دارم و به دوست تازه نیازی ندارم. ولی سوفی این را هم میدانست که دوستهای بامزهاش نمیتوانند مدت زیادی دوستش بمانند و نرم میشوند و صورتشان لکه لکه میشود…
قصه های چارلی و لولا ۱۶ – خودم همهی کارهایم را میکنم
لولا اصرار دارد به چارلی و بقیه اجازه ندهد به او در کارهایش کمک کنند و همه کارها را تنهایی انجام بدهد.
سوفی و کدو حلوایی
سوفی و کدو حلوایی، مجموعهی شیرین و سادهای است که پیامهای تأثیرگذار و باارزشی دارد. شخصیت سوفی بامزه و دوستداشتنی است و کارها و رفتارهایش مثل خیلی از کودکان ماست.
Harry and the Dinosaurs First Sleepover
When Harry and his dinosaurs go on a sleepover to Jack's house, they have so much fun there's no time to miss home. But when it gets dark and things go bump in the night, suddenly the dinosaurs are not so sure. Luckily, Harry has his friends to look after him and make sure they all have a roaringly good time.
هریسون چسبنده
لطفا مراقب باشید هریسون به شما نچسبد.
سه گانه جان کریستوفر – کوه های سفید
این اولین جلد از سه گانه ی جان کریستوفر درباره ی مبارزه ی انسان ها با ساخته های دست خودشان است.
ترومن – داستان کوشش های لاک پشتی
وقتی سارا، صمیمیترین دوست ترومن، برای رفتن به مدرسه از خانه بیرون میرود، اولین سفر پُرماجرای این لاکپشت بامزه هم شروع میشود؛ ترومنِ قصهی ما، میخواهد شجاعانه از عهدهی مشکلاتِ خود بربیاید.
«ترومن با دوستش سارا در خانهای بالای ایستگاه تاکسیهای پُرسروصدا و کامیونهای حمل زباله زندگی میکند؛ جایی که ماشینها مدام بوق میزنند و البته درست همان جایی که اتوبوس شمارهی 11 بهسمت جنوب حرکت میکند.» ترومن هیچوقت ککش هم نمیگزید که در دنیای پایین خانهاش چه اتفاقهایی میافتد؛ تا روزی که... سارا کولهپشتی بزرگش را میبندد، گُلِسر آبیاش را به موهایش میزند، لباس تازهاش را میپوشد و کاری انجام میدهد که ترومن تا بهحال ندیده است؛ او سوار اتوبوس میشود.
«ترومن صبر کرد تا سارا برگردد. صبر کرد و باز هم صبر کرد. ترومن هزاران ساعت صبر کرد؛ البته ساعتهای لاکپشتی! تا اینکه صبرش سر آمد!»
مامان رباتی
چه قدر کیف دارد آدم مامان رباتی داشته باشد. مامان رباتی هیچ وقت مجبورت نمی کند سبزیجات بخوری یا زورکی اتاقت را مرتب کنی. او هرکاری دوست داشته باشی برایت انجام می دهد، حتی مشق شبت را برایت می نویسد. اما مامان رباتی می تواند مثل مامان خودت بغلت کند و تو را ببوسد؟
آملیا بدلیا ۳ باغ وحش درست می کند
با آملیا بدلیا کار نشد ندارد! آملیا بدلیا فکر محشری دارد! میخواهد توی حیاط پشتی خانهشان یک باغوحش راه بیندازد. او از تمام دوستانش میخواهد با حیوانات خانگیشان به آنجا بیایند و در درست کردن باغوحش کمکش کنند. اما وقتی یک میمون سنجابی واقعی از باغوحش واقعی شهر فرار میکند، باغوحش خانه آملیا بدلیا حسابی مشهور میشود. اینجا را ببینید! آملیا بدلیا با یک عالمه حیوان وحشی از راه رسیده!
آنچه خواهیم ساخت
این کتاب داستانی سراسر عشق و امید است از پدر و دختری که رویاها و برنامه های مشترکی برای آینده دارند، آنها درصدد هستند خانه ای بسازند و خاطراتی شیرین و گرم برای خود رقم بزنند.
آملیا بدلیا ۷ کارمند میشود
با آملیا بدلیا کار نشد ندارد! آملیا بدلیا نمیداند وقتی بزرگ شد میخواهد چه کاره شود. برای همین وقتی در مدرسه به درس شغلها میرسند، اصلاً خوشحال نمیشود. آخر او ترجیح میدهد زنگ تفریح با دوستانش خوش بگذراند تا اینکه به آینده فکر کند! اما وقتی با همکلاسیهایش به بازدید شرکت پدرش میروند او از یک دختر بدخلق تبدیل به دختری با ایدههای بزرگ میشود.
آملیا بدلیا ۴ ورزشکار می شود
با آملیا بدلیا کار نشد ندارد!
آملیا بدلیا از مسابقه دادن خوشش میآید. اما از روزی که برای بازی توی تیم انتخاب نمیشود، حوصلهی ورزش کردن هم ندارد و فکر میکند پریدن و دویدن چه فایدهای دارد؟ وقتی همه نظر او را در مورد ورزش عوض میکنند، آملیا بدلیا کلی تمرین میکند و تازه میفهمد که چطور میتواند یک قهرمان واقعی باشد.