شاهزاده خانم همستر ۳ -راپونزل
شاهزاده هریِت به قلعهی پدر و مادرش آمده اما به همین زودی پشیمان شده است. او دوست ندارد توی خانه بنشیند. وقتی پدر و مادر یک شاهزاده مدام بهش بگویند باید مثل شاهزادهها رفتار کند، چطوری میتواند خوش بگذراند؟ از این مهمتر، وقتی دوستش شاهزاده ویلبِر به کمک نیاز دارد تا تخم مارش (هیدرا) که گمشده را پیدا کند، چطور میتواند دست روی دست بگذارد و توی خانه بماند؟ برای همین هریت با خوشحالی جستوجو را آغاز میکند. رد پای دزد آنها را به سمت یک جادوگر شرور میکشاند که موش کوری به اسم راپونزل را توی برج اسیر کرده است. موش کوری که دُمش یک دم معمولی نیست. اگرچه هریت آمده تا تخم را با خودش ببرد، اما نمیتواند راپونزل را همانجا رها کند. او و ویلبِر نقشهای میکشند تا تخم را بدزدند و راپونزل را نجات دهند.
کدو قلقله زن
کدو قلقهزن، بازآفرینی از روایتی کهن است که انسان را بدو هیچ ابزاری در جهانی که برای صدها هزارسال همزیست با جانوران وحشی بوده است به نمایش میگذارد.
خود شجاع تو
آنجلینا مدام این جمله را با خودش تکرار میکند: تو با همه فرق داری! او فکر میکند هیچ نقطهی اشتراکی با دوستانش ندارد، احساس میکند همکلاسیهایش او را دوست ندارند و زندگی او شبیه هیچکدام از آنها نیست. او بین دوستانش احساس غریبگی میکند. اما آنجلینا تصمیمش را گرفته و میخواهد شجاعانه بر ترسهایش غلبه کند...
هری پاتر و شاهزاده دورگه – کتاب ششم – جلد ۲
هری پاتر پسری که زنده ماند. از پرفروشترین کتابهای ژانر فانتزی که در سرتاسر مورد استقبال میلیونی نوجوانها قرار گرفت و توانست قلبهای آنها را تسخیر کند. هری پاتر دنیایی سراسر از جادو، عشق و دوستی است. دنیایی که با یک بار ورود به آن دیگر نمیتوانید از فکرتان بیرونش کنید.
گردآفرید
گردآفرید دلیر که دید هم نبردش چون گردبادی پیچان به نزدیکش می آید زه کمان را به بازو افکند و نیزه ی بلند را از ترک اسب به دست گرفت و اسب را چنان از زمین برکند که گویی می خواهد به آسمان پرواز کند. آنگاه نیزه ی بلند را در هوا تاب داد و آن را به سوی سهراب نشانه گرفت و ...
پهلوان پهلوانان
صدها سال پیش در یکی از شهرهای خراسان پهلوان بزرگی زندگی میکرد به نام پوریای ولی که نه تنها در خراسان، بلکه در سراسر ایران بزرگ آن روزگار شهرت داشت. مردم به پاس مهربانی و جوانمردیش او را بسیار دوست میداشتند و او را مربی اخلاقی انسانی هم میدانستند. در این زمان، پهلوان جوان و کوهپیکر از سیستان برای کشتی گرفتن با پوریای ولی به خراسان آمد. این خبر به او رسید و او قبل از دیدار جوان سیستانی به مسجد رفت تا نماز بگزارد. در آنجا صدای پیرزنی را شنید که دعا میکرد و از خداوند میخواست تا به پسرش نیرویی دهد تا در کشتی با پهلوان بزرگ خراسان پیروز شود...
کودکانههای بامداد – ملکه ی سایه ها
روزی روزگاری خواهر و برادری بودند که باهم کبوترها را در آسمان نگاه میکردند. برادر به خواهرش گفت دلت میخواست جای کبوترها باشی؟ خواهر گفت بله. و برار به او گفت پس بال بزن و برو. و خواهر کبوتری شد و پرواز کرد و رفت. و برادر از آن پس جستجویش را برای بازیافتنش در کاخ ملکهی سایهها و آزاد کردنش از بند او آغاز کرد.
هنک سگ گاوچران ۱۴ – پرونده میمون حقه باز
یک دسته کامیون سیرک از مزرعه رد می شود. آخرین کامیون در دست انداز می افتد و جعبه ی قرمز بزرگی از آن بیرون می افتد و در چراگاه قرار می گیرد.
هنک سگ گاوچران ۱۵ – پرونده ی گربه گمشده
هنک با دشمن قسم خورده اش، پیت، شرط بندی احمقانه ای می کند که می تواند یک خرگوش تیزپا را بگیرد، ولی شرط را می بازد و در نتیجه شغل، غرور و حتی گونی خوابش را از دست می دهد.
هنک سگ گاوچران ۱۳ – پرونده لاشخور مصدوم در شب کریسمس
اسلیم برای خرید کریسمس در راه رفتن به شهر است که با وانتش با والاس لاشخوره تصادف می کند.
هنک سگ گاوچران ۱۲ – پرونده روباه ویولن زن
یکی دارد از مرغدانی تخم مرغ می دزدد. هنک مرغدانی را بررسی می کند و در کمال تعجب متوجه حضور یک روباه ویولن زن می شود که با مرغ ها دوست است و در آن جا با هم می زنند و می رقصند و درنهایت، به عنوان پاداش کارش، از مرغ ها تخم مرغ می گیرد!
هنک سگ گاوچران ۱۱ – گمشده در جنگل تاریک و طلسم شده
هنک قصد دارد کمی سربه سر پیت، گربه ی انباری، بگذارد و او را بترساند، اما در کمال تعجب پیت تبدیل به گربه ای وحشی می شود.
هنک سگ گاوچران ۴ – قتل در چراگاه
قتل وحشیانه ای در مزرعه اتفاق افتاده و وظیفه ی هنک سگ گاوچران اقتضا می کند تا تحقیقات را آغاز کند، اما به این راحتی ها نمی شود از زیر زبان کسی حرف کشید.
شاهزاده خانم همستر ۵ – همسترلا
باز هم هریت، شاهزاده خانم همستر، با ماجراجویی دیگری آمده. پنجمین جلد این مجموعه کمی شبیه به داستان مشهور سیندرلاست، اما فقط کمی شبیه به آن.
هریت در یک مهمانی اشرافی با همسترلا آشنا میشود، پس از اینکه متوجه میشود او با جادوی یک ساحره مجبور شده با کسی که نمیخواهد ازدواج کند، تصمیم میگیرد تمام تلاش خود را بکند که این جادو را از بین ببرد تا همسترلا بتواند با هرکه دلش میخواهد و خودش انتخاب میکند، ازدواج کند. اما ساحره که از نیت هریت باخبر شده، جادویی سرهم میکند که او موفق نشود...
شاهزاده خانم همستر ۶ – شنل قرمزی
دیگر همهی هیولاها میدانند که نباید با هریت همستربون سرشاخ شوند چون کارشان تمام است. هریت جنگجوی شجاعی است که همیشه در مبارزههایش برندهی میدان میشود. اما این بار اتفاقات عجیبی در جنگل میافتد که همهاش به دختری مرموز با شنل قرمز مربوط میشود. شاهزاده خانم همستر میداند دخترها همیشه هم خوب و مهربان نیستند و ممکن است اتفاقات شومی را رقم بزنند، چون او باتجربهتر از این حرفهاست. پس مأموریتش این است که با او روبهرو شود و پرده از راز او بردارد و مشکل را حل کند.