چه فکر خوبی!
آن روز اصلاً مثل همیشه نبود!
پرندهها خوشحال نبودند، آسمان قشنگ نبود و مهمتر از همه این که کوکیهم اصلاً خوشحال نبود. او فقط به یک چیز فکر میکرد، من اصلاً از این گوشها خوشم نمیآید.
سلام نابغه ۸ – هی پو عذرخواهی می کند
هی پو باید هی معذرت خواهی کند. آخر او خیلی بزرگ است. بزرگ تر از روباه. بزرگتر از گرگها....هیچکجا هم جا نمیشود. برای همین هی باید بگوید »معذرت میخواهم«
قصه های دوستی ۴ – کی امشب به من شب به خیر می گوید
وقت خواب است اما بره کوچولو مامانش را پیدا نمی کند؟ پس کی امشب او را می خواباند؟ خانم گاوه می گوید:»من...من نگران نباش! بلدم چه طور شب به خیر بگویم.« اما نه، این طوری نیست! نه خانم گاو می تواند بره کوچولو را بخواباند، نه خانم گربه و خانم اسب و بقیه ی حیوانات مزرعه. فقط مامان گوسفند بلد است چه طور به بره کوچولو شب به خیر بگوید.
داستان های زیر آب – هشت پای گیگیلی
هشت پای گیگیلی، هشت بازوی چرخان و پیچ وا پیچ دارد و عاشق این است که بقیه را قلقلک بدهد. یک روز صدف دریایی را قلقلک کوچولوموچولویی می دهد، صدف از جا می پرد و مروارید عزیزش گم می شود. ای وای! حالا هشت پای گیگیلی میتواند مروارید را پیدا کند؟
داستان های فیلی و فیگی ۰۷ – توپم کجاست؟
به نظر فیلی پرتاب توپ کلی فوتوفن دارد. ولی فیگی یک چیزی میداند که فیلی اصلاً ازش خبر ندارد...
جوجه بغلی
جوجهی قصهی ما بالهاش با بقیه فرق داره و نمیتونه پرواز کنه اما به یه درد بزرگ دیگه میخوره و اونم بغل کردنه. کافیه جوجه بغلی یه بغل بهتون بده تا تمام درد و غماتون رو یادتون بره. علاوه بر داستان بامزه، تصویرای این کتاب هم جذابه و پر از جزئیات و برای همین تو دل بچهها میشینه.
بابای خوش مزه/ خانواده ی جورواجور ۲
بعضی باباها راه رفتن یادت میدهند؛ بعضی باباها اسکیتسواری.
باباها جورواجورند. هرکدام یک کارهایی بلدند و یکجور کمکت میکنند. اما همهی باباها دوست دارند که وقتی خوابیدی تماشایت کنند و از تو میخواهند خودت باشی.
بچههای اطراف جهان کانادا پسری که صدای خرس ها شد
«پسری که صدای خرسها شد» داستان واقعی نوجوانی است که میخواهد گونهی نادری از خرسها را نجات دهد ولی برای این کار باید بر مشکل خودش هم غلبه کند.
بچههای اطراف جهان بورکینافاسو دختری که مزرعه را نجات داد
«دختری که مزرعه را نجات داد» داستان واقعی نوجوانی است که از دوچرخهی قرمزی که هدیه گرفته برای فروش محصولات مزرعه و دور کردن پرندگان کمک میگیرد و خانوادهاش را خوشحال میکند.
جودی دمدمی ۹ – جودی و تابستان پرماجرا
بابا و مامان به سفر میروند و جودی و استینک را به عمه اُپال میسپارند. حالا این به کنار، دو تا از رفیقهای جودی هم میخواهند تعطیلات را به جای دیگری بروند.
جودی از تابستان کسلکنندهای که در پیش دارد، شاکی است؛ اما اتفاقهایی میافتند که او به خواب هم نمیدید!
مدرسه ی تیز و بزان جنگل
در جنگل چه اتفاقی افتاده؟ همهی حیوانات یکدفعه به تکاپو افتادهاند تا برای تولههایشان مدرک بگیرند. البته هیچکدام نمیدانند مدرک یعنی چی، فقط میدانند که نباید تولههایشان را بدون مدرک توی جنگل رها کنند!
استگو کلموس
کتاب داستان دایناسوری از گونهی گیاهخوارِ استگوساروس است که یک تفاوت مهم با برادرانش دارد: یکعالمه کلمه بلد است و از آنها برای توضیح چیزهایی که میبیند، استفاده میکند. او با دایناسوری از گونهی گوشتخوار اَلوساروس روبهرو میشود و…
مدرسه پرماجرا ۰۹ قهرمان مدرسه
وقتی بچهها مدرسه رفتن رو شروع میکنن، خودشون رو خیلی بزرگتر میبینن و دوست دارن کتابهای جدیتر، با متن بیشتر و تصاویر کمتر بخونن. و خب بزرگترین دغدغهشون هم که مدرسه است. پس جون میده چه براشون بخونید؟ مجموعهی مدرسه پرماجرا. این مجموعه داستان از زبان ای.جی. شاگرد بازیگوش و خلاقیه که هرچند هر داستان رو با این جمله شروع میکنه:«اسم من ای.جی. است و از مدرسه متنفرم» اما بهترین و هیجانانگیزترین ماجراهای زندگیش تو مدرسه اتفاق میافته. یه مدرسه با یه مدیر باحال که برای شادی شاگردهاش هر کاری میکنه؛ همراه با معلمهای خلاق و عجیب.
مدرسه پرماجرا ۰۴ زنگ شیرین کاری
وقتی بچهها مدرسه رفتن رو شروع میکنن، خودشون رو خیلی بزرگتر میبینن و دوست دارن کتابهای جدیتر، با متن بیشتر و تصاویر کمتر بخونن. و خب بزرگترین دغدغهشون هم که مدرسه است. پس جون میده چه براشون بخونید؟ مجموعهی مدرسه پرماجرا. این مجموعه داستان از زبان ای.جی. شاگرد بازیگوش و خلاقیه که هرچند هر داستان رو با این جمله شروع میکنه:«اسم من ای.جی. است و از مدرسه متنفرم» اما بهترین و هیجانانگیزترین ماجراهای زندگیش تو مدرسه اتفاق میافته. یه مدرسه با یه مدیر باحال که برای شادی شاگردهاش هر کاری میکنه؛ همراه با معلمهای خلاق و عجیب.
مدرسه پرماجرا ۱۱ بین دو نیمه
وقتی بچه ها مدرسه رفتن رو شروع میکنن، خودشون رو خیلی بزرگتر میبینن و دوست دارن کتابهای جدیتر، با متن بیشتر و تصاویر کمتر بخونن. و خب بزرگترین دغدغهشون هم که مدرسه است. پس جون میده چه براشون بخونید؟ مجموعهی مدرسه پرماجرا. این مجموعه داستان از زبان ای.جی. شاگرد بازیگوش و خلاقیه که هرچند هر داستان رو با این جمله شروع میکنه:«اسم من ای.جی. است و از مدرسه متنفرم» اما بهترین و هیجانانگیزترین ماجراهای زندگیش تو مدرسه اتفاق میافته. یه مدرسه با یه مدیر باحال که برای شادی شاگردهاش هر کاری میکنه؛ همراه با معلمهای خلاق و عجیب.
خود دوست داشتنی من
شاید توی زندگی، همه چی اونجوری که دوست داریم باشه نیست، شاید از خیلی چیزا ناراحت و دلخور باشیم، اما قرار هم نیست که خودمون رو توی شرایط بد، وِل کنیم و دست روی دست بذاریم!
توی مدرسه همه «هلن» رو مسخره میکنن. بهش میگن چاقه، یا بو میده. همین باعث شده هلن هیچ دوستی نداشته باشه. البته هیچِ هیچ که نه! اون یه کتاب داره که خیلی دوسش داره. کتاب «جین اِیر»...
اما... یه اتفاق ساده قراره همه چیز رو تغییر بده، یه اتفاق که فکرش رو هم نمیتونی بکنی...