زنان کوچک رویاهای دور و دراز: هریت تابمن
مجموعهی انسانهای کوچک رویاهای دور و دراز داستان زندگی آدمهایی است که محدودیتهای زندگی را نپذیرفتند و برای رسیدن به رویاهاشان از هیچ تلاشی دریغ نکردند. الگو قرار دادن انسانهای موفق میتواند روش مناسبی برای تشویق و ایجاد انگیزه در کودکان باشد. بخصوص که این کتابها به شکل داستانی برای کودکان بازنویسی شده و با تصویرهایی بسیار زیبا ترکیب شدهاند.
تابستان زاغچه
لیام پسر نوجوانی است که در یکی از روستاهای انگلستان زندگی میکند. انگلستان درگیر جنگ با عراق است.
پاستیل های ضد قلدری
بوبت دختر زورگوی قلدری است. به دیگران زور میگوید و آن ها را تهدید میکند. هیچ کس از او خوشش نمی آید. همه بچه ها از او میترسند. تا این که یک روز یکی از بچه ها این موضوع را با مادرش در میان می گذارد.
سال نوع مبارک
آرین وقتی دید نوشته ی روی دیوار غلط است ماژیک روی میز را برداشت تا درستش کند. اما رایان اصلا دوست نداشت کسی بی اجازه به وسایلش دست بزند.
تیستوی سبز انگشتی
موهای تیستو بور بود و نوکشان فرفری.چشمهای درشت
آبی داشت و لپهای قرمز شاداب. آدمبزرگها مخصوصاً آنها که سوراخهای دماغشان
بزرگ و سیاه بود، زیاد او را میبوسیدند و خیال میکردند تیستو هم از این که آنها
او را دوست دارند خوشحال است.
اما تیستو سر از کار آدمبزرگها در نمیآورد.
نمیفهمید چرا خدمتکارشان کارلوس همیشه باید به حرف پدرش گوش بدهد و سیخ بایستد و
تعظیم کند. نمیفهمید چرا مادر گردنبند مروارید دارد و بقیه ندارند. از مدرسه سر در
نمیآورد، تیستو مثل دیگران نبود. و تنها همدمش اسب چوبی کوچکش «ژیمناستیک» بود،
آنها همدیگر را خوب میفهمیدند. تا این که عمو سیبیلوی باغبان به خانهشان
آمد... تیستوی سبزانگشتی نوشتهی «موریس درویٔون» و ترجمهی «لیلی گلستان» یکی از
زیباترین قصههاییست که بیشتر پدر و مادرها از آن خاطرهی خوبی دارند. داستان
پسر کوچکی که با قدرت جادویی انگشتانش جلوی یک جنگ بزرگ را گرفت و پیام صلح را با
گلبارانهایش به همه جا گستراند.
