ماجراهای ژان و ژان و… ژان! ۲ پنیر پرنده
خیلی دلم میخواست که مثل بهترین دوستم، فرانسوا آرشامپو، تکپسر بودم. خانهشان آنقدر بزرگ است که برای رفتن به حمام مجبور است سوار دوچرخه بشود؛ البته این چیزی است که خودش میگوید... ازآنجاکه پدرش مأمور مخفی است، فرانسوا آرشامپو هیچکس را پنجشنبهها برای بازیکردن به خانهاش دعوت نمیکند. ژانـآ میگوید که او دروغگوست، اما من حرف فرانسوا را باور میکنم.
جودی دمدمی ۸ – جودی کارآگاه میشود
جودی عاشق کتابهای کارآگاهی و حل معماهای پلیسی است. حالا هم آقای چیپس، سگ ادارهی پلیس گم شده و جودی شک ندارد که دست دزدهای بینالمللی در کار است.
جودی تصمیم میگیرد با دوستهایش یک گروه کارآگاهی تشکیل دهد و دست دزدها را رو کند. او برای این کار یک نقشهی معرکه کشیده…
جونی بی جونز ۲ – میمون کوچولوی بامزه
مامان قرار است یک نینی بیاورد، اما جونی اصلا خوشحال نیست. به نظر او نینیها پیفپیفویند و فقط بلدند گریه کنند. اما خبر مهمتری در راه است. مامانبزرگ میگوید نینی تازه، یک میمون کوچولوی بامزه است. ولی جونی! واقعا فکر میکنی لازم بود همهجا را پر کنی که مامان برایت یک میمون کوچولو به دنیا آورده؟
فروشی ها ۴ یک عدد بهترین دوست به فروش می رسد
شده تاحالا از دست مامان، بابا یا دوست صمیمیتون ناراحت، عصبانی یا خسته بشید؟ انقد خسته که تصمیم بگیرید براشون تو اینترنت آگهی فروش بزنید و بخواید با یه چیز دیگه عوضشون کنید؟ خب، باید بهتون بگم این کاری بود که اسکار کرد. اسکار هشتونیم سالشه و از اینکه مامانش همیشه بهش میگه درس بخونه، سبزیجات بخوره یا شب زود بخوابه خسته شده و علاوه بر همهی اینها اسکار فکر میکنه مامانش به داداش کوچولوی نوزادش بیشتر از اون توجه میکنه و این موضوع دیگه حسابی اسکار رو کفری کرده و تصمیم گرفته که با کمک دوست صمیمیش، نورا، یه آگهی فروش برای مامانش تو اینترنت بذاره! این که بعد از گذاشتن اون آگهی چه اتفاقاتی میوفته و چی میشه که اسکار پشیمون میشه، انقدر بامزه و خندهدار هست که حتماً باید کتاب رو بخونید تا متوجهش بشید.
مجموعه کتابهای خود خودم (۷) من و احساسهایم
چقدر احساسهایمان را میشناسیم؟