تابستان زاغچه
لیام پسر نوجوانی است که در یکی از روستاهای انگلستان زندگی میکند. انگلستان درگیر جنگ با عراق است.
لوتا پیترمن (۳) چه کسی کرم ها را رقصاند؟
گورخر گلادیاتور ۱ – مبارزه با رومی ها
ژولیوس گفت: «ببین، ما همهمون میدونیم که قراره بمیریم، ولی بااینحال ترجیح میدیم تو دهنت رو ببندی!»کورنلیوس همانطور که شمشیرش را بیرون میکشید، گفت: «پا شین. ما از پسش برمیآیم! تمرینهای اضافهای که این هفته کردیم، ازمون ماشینهای جنگی بهدردبخوری ساخته!»
هیچکس محلش نگذاشت.
میلوس از توی تاریکی بیرون آمد. «ما هیچ شانسی جلوی قهرمانهای بزرگ امپراتوری نداریم. شاید بهتر باشه یه بار برای همیشه فقط دراز بکشیم و بذاریم اونها کار رو تموم کنن.»
عاشقانه های کلاسیک – مرد کوچک
قصه ی تصمیم دانیل برای نگه داشتن خانه ی پدری...
کوالایی که دیگه می تونه
مجموع سه داستان ساده، سه مجموعه تصویر فوقالعاده و کلی حیوان که توی جنگل زندگی میکنند، میشود سه تا کتاب خوب که با بچههای ۴ تا ۷ سالهتان بخوانید و کلی لذت ببرید. داستان شیری که از موش میترسد، سنجابهایی که به فکر جمع کردن دانه برای زمستان با هم رقابت دارند و کوالایی که حاضر نیست از درختی که به آن چسبیده جدا شود.
موش کوچولو در جست و جوی دوست
موش کوچولو خیلی تنها بود آرزویی نداشت جز پیدا کردن یک دوست. به همین خاطر به هر حیوانی می رسید از او میپرسید با من دوست میشی؟
فرانکلین به مدرسه می رود
فرانکلین می تواند با انگشتهایش تا ده بشمارد. او میتواند بدون کمک مادرش زیپ شلوار و دکمه ی پیراهنش را بندد. او حتی می تواند بند کفشش را خودش ببندد. ولی فرانکلین کمی نگران است. چون مدرسه ها به زودی باز میشوند و او باید برای اولین بار به مدرسه برود.
فرانکلین با بچه های مدرسه به اردو می رود
فرانکلین قرار است به اردو برود. اما خیلی نگران است. نمیداند در اردو باید چه کارهایی بکند و چه کارهایی نکند. این اولین بار است که او قرار است به جایی خارج از مدرسه برود و با محیط جدیدی آشنا بشود. شما میتوانید در این سفر او را همراهی کرده و به او کمک کنید؟
مجموعه کتابهای خود خودم (۷) من و احساسهایم
چقدر احساسهایمان را میشناسیم؟
من و نگرانی هایم
داستانی برای آرامش بخشیدن به کودکان مضطرب.
دیگر نگران نیستم
کتابی برای رفع نگرانی، دلشوره و اضطراب در کودکان.
هیولای رنگها به مدرسه میرود
هیولای رنگها کمی نگران است. امروز باید برای اولین بار به مدرسه برود…ولی اصلا نمیداند مدرسه چه جور جایی است.
نگران نباش هیولا! کلی ماجرای جدید در انتظارت است و کلی دوست تازه پیدا میکنی.
از نگرانیت بگو
تاد پار و یه کتاب جذاب دیگه…این بار میخواهیم بدونیم با نگرانیمون چیکار میتونیم بکنیم؟
و آن گاه بهار از راه می رسد
اول قهوهای است، همه چیز و همهجا قهوهای است. بعد دانهها میآیند ...
اسم من میناست و عاشق شبم
« اسم من مینا است و عاشق شبم » داستان دختری نه ساله است که پدرش را در کودکی از دست داده و با مادرش زندگی می کند. او با تک گویی های درونی افکار، احساسات، رویاها و ترس هایش را در دفتر خاطرات خود می نویسد. او شرح مشاهدات و پرسش هایش درباره شگفتی ها وعجایب دنیای اطرافش مطرح می کند. مینا از نظردیگران دختر عجیبی است ولی همیشه مادرش از او حمایت می کند و معتقد است که مینا دختریست با عقاید و رفتارهای خاص خودش و به همین خاطر ترجیح می دهد او را از مدرسه بیرون بیاورد و تحت آموزش مستقیم خود قرار دهد
بیرون
آتیلا با پدرش مشکل دارد. سال هاست. او از این که پدرش هیچ وقت از خانه بیرون نمی رود و به تماشای هیچ کدام از مسابقات شنای پسرش نمی رود شاکی ست.
