دویدم و دویدم
متلهای یا ترانههای آهنگین که برآمده از سنتها و فرهنگ یک جامعه هستند گنجینه ای نهان از روابط و کنشهای اجتماعی را در خود دارند.
بابای فیل کوچولو
بابای من مثل خرسهایی که به خواب زمستانی میروند، میخوابد.
هر روز صبح مجبورم از خواب بیدارش کنم.
کار آسانی نیست. اما چندتا کلک بلدم ….
بابای من دوستداشتنیترین بابای دنیاست.
این بابای منه
اگه بچهی زیر ۴ ساله دارید حتماً و حتماً این کتاب رو براش تهیه کنید و مطمئن باشید پشیمون نمیشید. ما که عاشقش شدیم آخه. بس که تصویرای قشنگی داره و بس که کیفیت چاپش خوبه. تو هر صفحه یه بچه هست و چهار گزینه برای اینکه بینشون بابای اون بچه رو پیدا کنید. بابای بعضی حیوونا خیلی شبیه خودشونن اما بابای بعضیها با خودشون کاملاً فرق دارن. بابای بعضیها هم ممکنه تغییر شکل داده باشن. خلاصه که میتونید با بچهها حسابی از این کتاب لذت ببرید. قول میدیم که بچهها هم عاشقش میشن.
صبح به خیر خرگوش کوچولو!
خوندن کتابهای تصویری با داستان ساده برای بچهها این حسن رو داره که بعدتر بچهها فقط با ورق زدن اون کتابا میتونن داستان رو توی ذهنشون مرور کنن. مجموعهی سه جلدی خرگوش کوچولو از اون کتابهاست که میتونین برای بچههای ۱.۵ سال به بالا بخونید و به خاطر مقوایی بودن کتابها با خیال راحت بدینش دست خود بچهها تا ورق بزنن. این مجموعه سه جلد داره: صبح بخیر خرگوش کوچولو! شب بخیر خرگوش کوچولو! خواهری برای خرگوش کوچولو!
سلام ترس
همه میترسند،
همهی، باباها، مامانها و بچهها،
البته نه همیشه، گاهی.
بعضیها میترسند خوشحال باشند،
بعضیها میترسند مدرسه بروند،
و …
مامان فیل کوچولو
مامان همیشه دوست دارد بازی کند. هربازیای که باشد.
به من پرواز کردن یاد میدهد، کمتر پیش میآید عصبانی شود.
چون همیشه کنارش هستم و هرجایی که بتوانم کمکاش میکنم.
زمان زیادی است او را میشناسم….
همهی زندگیام.
مامان من بهترین مامان دنیاست
18+2 دارکوب
در داستان «۱۸+۲ دارکوب» دارکوبها نقش آوای زندگی را دارند. آواهایی که همه انسان ها ممکن است توان شنیدن آن را نداشته باشند. آن ها با صدای داررر دارررشان که پیوسته با نوکشان بر تنهی خشک درختان میکوبند و صدایی دلنشین ایجاد میکنند این آواها را در جنگل و میان آدمها و به ویژه کودکان میپراکنند.
18+2 دارکوب
در داستان «۱۸+۲ دارکوب» دارکوبها نقش آوای زندگی را دارند. آواهایی که همه انسان ها ممکن است توان شنیدن آن را نداشته باشند. آن ها با صدای داررر دارررشان که پیوسته با نوکشان بر تنهی خشک درختان میکوبند و صدایی دلنشین ایجاد میکنند این آواها را در جنگل و میان آدمها و به ویژه کودکان میپراکنند.
بزرگترین بابای دنیا
ابای من (مانتا) بزرگترین بابای دنیاست. چهقدر بزرگ؟ یک کاغذ بزرگ را تصور کن که کل اتاق نشیمن خانه را بپوشاند. بابای من به همین بزرگی است. زیر بدن بابای من سفید و پشتاش سیاه است.
بابای من زیر آب پرواز میکند، چون بالههای بسیار بزرگاش مثل بال است. میخواهید ببینید؟
صدای ساز من چیه؟
صدای ساز من چیه؟ هم شناخت است هم بازی. شناخت و بازی از راه نوشتار و تصویر و یک گام بیشتر از راه انیمیشن که آوای آن ساز را به کودک می شناساند. شناختی که باز با تن نازی های بازی گون همراه است.
قورباغه بیمار است
قورباغه نمیتواند از تخت خواب بیرون بیاید. حالاش خوب نیست. چرا این طوری شده است؟