استینک 3 – بوگندوترین کتانیهای دنیا
بوگندو، چندش آور، حال به هم زن! استینک در نمایشگاه حال به هم زن موزه ی علوم، از ماشین استفراغ و دستگاه آروغ سنج دیدن می کند. او در میان آن همه بوی گند، می فهمد که دماغش حرف ندارد و حس بویایی اش معرکه است! استینک حالا می خواهد مثل بهترین دوستش سوفی در مسابقهی بوگندوترین کتانی شرکت کند، اما مگر برنده شدن در چنین مسابقه ای به این سادگی هاست؟
جودی دمدمی 1 – جودی انجمن مخفی تشکیل میدهد
جودی و دوستانش انجمنی مخفی تشکیل میدهند. تنها شرط عضویت در این انجمن این است که قورباغهای روی دستت جیش کند!
جودی دمدمی 4 – جودی آینده را پیشگویی میکند
جودی دمدمی یک «انگشتر حالنما» جایزه میبرد. هر کس نگین انگشتر را فشار دهد، رنگ نگین عوض میشود و انگشتر حالش را نشان میدهد.
جودی میخواهد به کمک این انگشتر، آیندهی دیگران را پیشگویی کند. جالب اینکه بعضی از پیشگوییهایش درست از آب در میآید!
جودی دمدمی 5 – جودی دکتر میشود
جودی دمدمی امروز تصمیم گرفته که در آینده دکتر شود. از خوششناسیاش،معلم علوم از بچهها میخواهد که هر کس دربارهی بخشی از بدن انسان تحقیق کند.
اما دردسر از جایی شروع میشود که جودی تصمیم میگیرد تحقیق خود را با یک عمل شروع کند. او میخواهد شکم قورباغهی برادرش را باز کند تا دل و رودهاش را ببیند و دوباره آن را بخیه بزند!
جودی دمدمی 2 – جودی مشهور میشود
جسیکا، همکلاسی جودی، در مسابقه مقام اول را به دست میآورد و عکسش هم در روزنامه محلی چاپ میشود. جودی هم به فکر میافتد که کاری کند تا مشهور شود و عکسش را در همهی روزنامهها چاپ کنند.
و جودی برای مشهور شدن، چه کارها که نمیکند!
استینک 8 و قورباغهای عجیب و غریب
شاید استینک خیلی وروجک باشد ولی توی کلاس شنا مثل یک بچه قورباغهی بیدستوپاست. روزی از نزدیک با یک قورباغهی جهش یافتهی عجیب و غریب روبهرو میشود و یکدفعه حسی قورباغهای در او گل میکند! کشمشهایی میخورد که شکل مگساند و بعد هم با کِرمها بازی میکند. حالا باید دید آیا استینک میتواند به پسر قورباغهای معرکه تبدیل شود؟
جودی دمدمی 11 – جودی مریخی میشود
وقتش رسیده جودی اخمهایش را باز کند و لبخند بزند و با برادر کوچکش،استینکی لاستیکی مهربان بشود. اما مگر میتواند یک روز کامل خوشاخلاق باشد؟ چی؟ یک هفتهی کامل؟ البته با بافتنی انگشتی میتواند خودش را آرام کند و فکرش را از غرغر و بداخلاقی دور کند؛ ولی بافتنی انگشتی هم سختیهای خودش را دارد…
من آرامش هستم
برای دوری از نگرانیها و اضطرابها و دستیابی بهآرامش، باید در زمان «حال» و «اکنون» زندگی کنیم، آنوقت با اندکی درنگ خودمان را بهتر درک میکنیم، اتفاقهای روزمرهی زندگی را بهتر مدیریت میکنیم و زیباییهای دنیا را بهتر میبینیم. اینگونه میتوانیم آن لحظه (ذهنآگاهی) را با دیگران تقسیم کنیم.
جودی دمدمی 13 – ملکه می شود
قرار است جودی برای درس مطالعات اجتماعی، درخت خانوادگی یا همان شجرهنامه درست کند.
او از روی مدارک قدیمی خانوادگیشان میفهمد که ممکن است با ملکهی انگلستان نسبت فامیلی داشته باشد!
جودی آرام و قرار ندارد تا هرچه زودتر این خبر دست اول را به دوستهایش بگوید. اما در کلاس، وقتی جسیکا از درخت خانوادگیاش میگوید، رازهای تازهای برملا میشود که جودی را حسابی غافلگیر میکند.
جودی دمدمی 9 – جودی و تابستان پرماجرا
بابا و مامان به سفر میروند و جودی و استینک را به عمه اُپال میسپارند. حالا این به کنار، دو تا از رفیقهای جودی هم میخواهند تعطیلات را به جای دیگری بروند.
جودی از تابستان کسلکنندهای که در پیش دارد، شاکی است؛ اما اتفاقهایی میافتند که او به خواب هم نمیدید!
من انسان هستم
من انسان هستم و باید بپذیرم ممکن است رفتارهای اشتباهی از من سر بزند،اما مهم این است که تصمیم بگیرم و چگونه نسبت به اشتباه خود واکنش مناسب نشان دهم.ما قدرت و توانایی یادگیری،رشد و بالندگی ومهرورزی را داریم.زندگی انسان ها پر از چالش ها،فرصت ها و موقعیت هاست.
جودی دمدمی 15 – دوشنبههای دلگیر
جودی حاضر است هر کاری بکند اما دوشنبه به مدرسه نرود، یا اصلاً دوشنبهای در کار نباشد. اما وقتی بالاخره به هر ضربوزوری شده به مدرسه میرود، آقای تاد را میبیند که کلاس و خودش را با پلاستیکهای حبابدار یکی کرده! و همین میشود شروع ماجرایی تازه که جودی و استینک با خلاقیت و خوشفکری همیشگیشان راه میاندازند: آنها میخواهند برای تمام روزهای هفته یک مناسبت فوقباحال پیدا کنند تا سوپرموپرخوشگذرانی راه بیندازند. جودی و دوشنبههای دلگیر داستانی است با ایدههای درخشان برای لذت بردن از زندگی و به کودکان نشان میدهد چگونه میتوانند با فعالیتهای ساده و روزمرهشان در تحقق صلح و برقراری آرامش در جهان نقش موثری داشته باشند.
استینک 9 و یک شب خوابیدن کنار کوسهها
بابا و مامان استینک برندهی یک شب خوابیدن در آکواریوم شدهاند و حالا معلوم نیست این شب معرکهترین خاطرهی استینک میود یا عذابآورترین شکنجهاش... استینک عاشق کوسههاست ولی آیا میتواند در همان اتاقی بخوابد که کوسهها در آن شنا میکنند؟ او دیوانهی چیزهای ترسناک و هیولاست ولی شاید اصلاً لازم نباشد به یک ماهی مرکب خونآشام اینقدر نزدیک شود...
استینک 1 هی آب میرود!
استینک هی آب میرود! اولین کتاب از مجموعهی استینک است. استینک، برادر جودی دمدمی و قد کوتاهترین بچهی کلاس دوم است. جودی یک شب قد برادرش را اندازه میگیرد و میبیند استینک کوتاهتر شده! استینک حسابی نگران میشود. نخود و شیر میخورد، بلوز و شلوار راه راه میپوشد، به موهایش ژل میزند و ... آیا بالاخره استینک میتواند راه حلی پیدا کند که قدش بلندتر شود؟
استینک 2 آبنبات گنده فک از کار انداز
استینک یک آب نبات فک از کار انداز میخرد، اما فکش از کار نمی افتد! او هم معطل نمیکند. نامهای شکایتآمیزی مینویسد و بعد نعمت از آسمان میبارد! پنج کیلو آبنبات فک از کارانداز، یک جعبهی گنده پر از شکلات و چوب شور و پاستیل، مجموعهی کامل مدادهای میمونی و ... اما اگر بین آن همه بستهی ریز و درشت یک نامهی مهم کوچولو را نبیند، چی؟