نمایش دادن همه 11 نتیجه

فیلترها
ماکاموشی (10) بزن بریم با کوسه‌ها شنا کنیم!
بستن

ماکاموشی (۱۰) بزن بریم با کوسه‌ها شنا کنیم!

18,000 تومان

آسمان آبی، سواحل ماسه‌ای... داشتم خواب خوشی می‌دیدم. خواب تعطیلاتی قشنگ و آرام زیر نور آفتاب. باید چند وقتی از هیاهوی شهر موش‌ها دور می‌ماندم. اگر تراپولا من را به یک مسافرت دیوانه‌وار نمی‌فرستاد، خواب خوشم به حقیقت می‌پیوست. واقعاً سفر وحشتناکی بود. یک‌دفعه دیدم به‌جای ساحل زیبای دریا، توی یک هتل کثیفم و یک خروار کَک هم ریخته‌اند توی رختخوابم و توی گوشم ویزویز می‌کنند! آخ! یعنی واقعاً می‌شد از همچین مسافرتی لذت ببرم؟

ماکاموشی (11) نفرین هرم پنیری
بستن

ماکاموشی (۱۱) نفرین هرم پنیری

49,000 تومان

بالاخره به یکی از آرزوهایم رسیدم... رفتم مصر! قرار بود تا با یک باستان‌شناس خیلی معروف و نابغه مصاحبه کنم! سوار شتر شدم و از صحراهای مصر گذشتم. سری به هِرَمِ پنیری زدم. آنجا، وسط یک عالمه مومیایی و خطوط هیروگلیف عجیب‌و‌غریب، قرار بود راز عجایب هفتگانه‌ی جهان باستان را کشف کنم! رازی سر‌به‌مُهر!

ماکاموشی (12) ملاقات با هیولای برفی
بستن

ماکاموشی (۱۲) ملاقات با هیولای برفی

56,000 تومان

وقتی دوست قدیمی‌ام، پروفسور الکتریک‌پنجه، زنگ زد و ازم کمک خواست، فوری قبول کردم، با اینکه می‌دانستم باید سفر کنم آن‌سرِ دنیا و از قله‌ی اورست هم بروم بالا! سفر تازه‌ام خطرناک و طولانی از آب درآمد. نزدیک بود دُم بیچاره‌ام یخ بزند که بلای بدتری هم سرم آمد. هیولایی برفی من را دزدید!

بله، روحم هم خبر نداشت چه سرنوشتی منتظرم است...
ماکاموشی (14) تعطیلات در هتل ژنده‌پنده
بستن

ماکاموشی (۱۴) تعطیلات در هتل ژنده‌پنده

49,000 تومان

بعضی وقت‌ها موش پُرکاری مثل من به تعطیلات نیاز دارد، سفری خوب و آرامش‌بخش. ولی به‌حق پنیرهای ندیده و نخورده! هربار خواستم از شلوغی شهر موش‌ها جدا شوم، یک مصیبت روی سرم هَوار می‌شد! واپنیرا!!! وقتی هم که مصیبت‌ها تمام شد، همه‌ی جاهای خوب پُر شده بود. دست آخر از هتل ژنده‌پنده‌ای سر درآوردم و هم‌اتاقی‌هایم هم یک مشت موشچه از کار درآمدند! حالا بیا و درستش کن...

ماکاموشی (15) کریسمس مبارک، جرونیمو!
بستن

ماکاموشی (۱۵) کریسمس مبارک، جرونیمو!

39,000 تومان

آن‌قدر برای رسیدن کریسمس هیجان‌زده بودم که حتی جیرم هم درنمی‌آمد! قرار بود بهترین مهمانی کریسمس در خانه‌ی من برگزار شود. ولی در یک چشم‌به‌هم‌زدن مصیبت بر سرم هوار شد. پنجه‌ام به دمم گیر کرد و سر از بیمارستان درآوردم. بعد هم سوراخ‌موشم آتش گرفت! گندپنیرش بزنند، عجب کریسمس وحشتناکی!

ماکاموشی (16) معبد یاقوت آتش‌زا
بستن

ماکاموشی (۱۶) معبد یاقوت آتش‌زا

49,000 تومان

واپنیرا! خیلی هیجان‌انگیز بود! من و ته‌آ و تراپولا و بنجامین راه افتاده بودیم دنبال یاقوت آتش‌زا، جواهری افسانه‌ای که در قلب جنگل آمازون مخفی بود. ولی جست‌وجویمان تبدیل شد به ماجراجویی! چند تا جونده‌ی بدجنس و نفرت‌انگیز هم دنبال یاقوت می‌گشتند! یعنی موفق می‌شدیم که نگذاریم این سنگ گران‌بها به پنجه‌ی موش‌های ناجور بیفتد؟

مكان گيرنده
بستن

ماکاموشی (۱۷) سبیل‌هایت را بپا، استیلتن!

75,000 تومان

به «ماکاموشی»، جزیره‌ی جوندگان جسور خوش آمدید! من جرونیمو استیلتن هستم. سردبیر پرفروش‌ترین روزنامه‌ی جزیره‌ی ماکاموشی. ولی بیشتر دوست دارم داستان‌های ماجراجویانه بنویسم. کتاب‌های من توی ماکاموشی مثل توپ صدا می‌کنند و حسابی پرفروش‌اند! از پنیر سوئیسیِ تازه، خوشمزه‌تر و از پنیر چدارِ کهنه تندوتیزترند. سیبیل‌چسب و بامزه‌اند، خنده‌دار و فراموش‌نشدنی. دهنتان را آب می‌اندازند، به سیبیل‌هایم قسم!

ماکاموشی (2) موش و گربه در خانه‌‌ی اشباح
بستن

ماکاموشی (۲) موش و گربه در خانه‌‌ی اشباح

75,000 تومان

توی یک جنگل تاریک و ترسناک گم‌ شده بودم. موش ترسویی مثل من و همچین جایی؟! مو به تنم سیخ شده بود! این شد که به قلعه‌ای قدیمی نزدیک جنگل پناه بردم. اولش خیال ‌کردم خالی است، ولی بعد فهمیدم تسخیر شده و پُر از گربه است! بگذارید داستان را کامل برایتان بگویم. از آن ماجراهایی است که حسابی قِلقِلکتان می‌دهد باقی‌اش را بدانید.

ماکاموشی (3) پنجه‌ت رو بکش کله‌پنیری!
بستن

ماکاموشی (۳) پنجه‌ت رو بکش کله‌پنیری!

49,000 تومان

یا خداوندگار پنیرها! عجیباً غریباً!

همه‌ی موش‌های دوست و آشنا می‌گفتند من را اینجا و آنجا دیده‌اند که فلان کار را می‌کنم. اما خودم یادم نمی‌آمد! نکند داشتم عقلم را از دست می‌دادم؟ یعنی بالاخره پنیر را به آب داده بودم؟ نه! خیلی زود فهمیدم چی به چی است. یک جرونیموی دیگر، درست شکل من، دوره افتاده بود و خودش را جای من زده بود. بدتر از همه «جریده‌ی جوندگان» را از چنگم در آورده بود. باید روزنامه‌ام را از پنجه‌ی حریص آن طمع‌کار در می‌آوردم. ولی آخر چطوری؟

ماکاموشی (4) اسم من استیلتن است، جرونیمو استیلتن!
بستن

ماکاموشی (۴) اسم من استیلتن است، جرونیمو استیلتن!

51,000 تومان

تا حالا اسم دستیار من، پینکی پیک، به گوشِتان خورده؟ پینکی فقط چهارده‌ سالش است، ولی یکی از باهوش‌ترین موش‌هایی است که تا حالا دیده‌ام. حتماً دوست دارید بدانید پینکی چطور توی روزنامه‌ی من، جریده‌ی جوندگان، مشغول‌به‌کار شده. پس بهتر است این کتاب را بخوانید. داستان خیلی دراااازی دارد... پُر از خنده، ماجراجویی، هیجان و البته اتفاقات خجالت‌آوری که برای شخصِ شخیص جرونیمو استیلتنِ خودتان افتاده.

ماکاموشی (5) معمای موشالیزا
بستن

ماکاموشی (۵) معمای موشالیزا

51,000 تومان

از حل‌کردن معما خوشتان می‌آید؟ من که خیلی دوست دارم. برای همین وقتی خواهرم، ته‌آ گفت پشت مشهورترین نقاشیِ ماکاموشی، موشالیزا، یک معما پنهان شده، فهمیدم که کار کارِ خودم است. باید معما را حل می‌کردم! شروع کردیم به گشتن و افتادیم به گز‌کردن خیابان‌های نیوموش‌سیتی. آن‌وقت چیزی شگفت‌انگیز کشف کردیم...