نمایش دادن همه 11 نتیجه

فیلترها
قصه های دوستی 1 - قرمزِ قرمزِ قرمز
بستن

قصه های دوستی ۱ – قرمزِ قرمزِ قرمز

55,000 تومان


لاک پشت خیلی عجله دارد. او دنبال یک چیز قرمز می گردد و وقت ندارد با کسی حرف بزند. اما چه چیز قرمزی؟ گل های رز راکون؟ جوراب های بز؟ سقف خانه ی روباه؟ همه ی همسایه ها می خواهند بدانند، برای همین دنبالش راه می افتند. وقتی لاک پشت بالاخره می ایستد، هیچ چیز قرمزی وجود ندارد، اما ناگهان همه آن را می بینند؛ یک چیز قرمز قرمز قرمز.

قصه های دوستی 10 - هیس!
بستن

قصه های دوستی ۱۰ – هیس!

45,000 تومان

وقتی برادر کوچولو خواب است، باید ساکت باشم. نباید بلند بخندم و آواز بخوانم. حتی دزدهای دریایی و شوالیه‌ها هم نباید سروصدا کنند. اما وقتی برادر کوچولو از خواب بیدار می‌شود، وقت بازی است! حالا دلقک می‌تواند بخندد، ببر می‌تواند غرش کند و من می‌توانم طبل بزنم، تا وقتی برادر کوچولو دوباره بخوابد.

قصه های دوستی 11 - دکتر مهربان
بستن

قصه های دوستی ۱۱ – دکتر مهربان

82,000 تومان

امروز مطب دکتر شلوغ است. پای بچه کلاغ شکسته، آقای خرس سرما خورده، دم خانم گاو درد می‌کند، اما دکتر مهربان با دقت و حوصله به همه‌ی مریض‌ها کمک می‌کند تا حال‌شان بهتر شود. دکتر مهربان خیلی مهربان است. یک داستان آرام و راحت و گرم که به بچه‌ها کمک می‌کند تا از دکتر رفتن نترسند.

قصه های دوستی 2 - نیکی و گرگ های بد گنده
بستن

قصه های دوستی ۲ – نیکی و گرگ های بد گنده

55,000 تومان

کمک! کمک! نیکی خواب بدی دیده است؛ خواب چند گرگ بد گنده ی ترسناک. کمک! کمک! خواهرها و برادرهای نیکی هم از گرگ ها می ترسند. صبر کنید بچه ها! مامان خرگوشه همین جاست و همه ی گرگ ها و خواب های بد را فراری می دهد. حالا می توانید راحت و آرام بخوابید.

قصه های دوستی 3 - شبی که خرگوش کوچولو خوابش نمی برد
بستن

قصه های دوستی ۳ – شبی که خرگوش کوچولو خوابش نمی برد

55,000 تومان

خرگوش کوچولو توی اتاقش تنهاست و از تنهایی خوابش نمی برد. او می خواهد در خانه ی دوستانش بخوابد؛ اما نمی تواند. سنجاب نصف شب بلوط می خورد، راسو بوی بدی می دهد، جوجه تیغی تیغ پرتاب می کند و جغد شب ها نمی خوابد. خرگوش کوچولو فکر می کند:»بهترین جا اتاق خودم است، تخت خواب خودم.«

قصه های دوستی 4 - کی امشب به من شب به خیر می گوید
بستن

قصه های دوستی ۴ – کی امشب به من شب به خیر می گوید

52,000 تومان

وقت خواب است اما بره کوچولو مامانش را پیدا نمی کند؟ پس کی امشب او را می خواباند؟ خانم گاوه می گوید:»من...من نگران نباش! بلدم چه طور شب به خیر بگویم.« اما نه، این طوری نیست! نه خانم گاو می تواند بره کوچولو را بخواباند، نه خانم گربه و خانم اسب و بقیه ی حیوانات مزرعه. فقط مامان گوسفند بلد است چه طور به بره کوچولو شب به خیر بگوید.

قصه های دوستی 5 - نیکی و هدیه ی هیجان انگیز تولد
بستن

قصه های دوستی ۵ – نیکی و هدیه ی هیجان انگیز تولد

55,000 تومان

تولد مامان خرگوش است و همه ی بچه خرگوش ها برای مامان هدیه ای درست کرده اند؛ همه به جز نیکی. مامان می پرسد:»پس نیکی کجاست؟« صبر کن مامان خرگوش! نیکی دارد به یک هدیه ی مخصوص فکر می کند.

قصه های دوستی 6 - روزی که مولی پرواز کرد
بستن

قصه های دوستی ۶ – روزی که مولی پرواز کرد

52,000 تومان

مولی دوست دارد به شهربازی برود،‌ آن‌جا همراه با دوستانش خیلی خوش می‌گذرد. باهم به اتاق خنده می‌روند، سوار چرخ‌فلک می‌شوند، اسب‌سواری می‌کنند و نمایش عروسکی می‌بینند. راستی، مولی یک سکه دارد و می‌تواند برای خودش و دوستانش بادکنک بخرد. چه خوب! مولی دوستان زیادی دارد و باید چندتا …ای وای! مولی کجا رفت؟

قصه های دوستی 7 - چه فکر خوبی مولی
بستن

قصه های دوستی ۷ – چه فکر خوبی مولی

88,000 تومان

انگار روز خوبی برای فکر کردن نیست! مولی نمی‌تواند شعر بنویسد و دوستانش، خرگوشی و غازی و قورقوری و پیگی، ایده‌ی خوبی برای هدیه‌ی تولد لاکی ندارند. اما یک فکر خوب از راه می‌رسد! آن‌ها با هم کار می‌کنند و بهترین هدیه را برای دوست‌شان درست می‌کنند؛ یک هدیه‌ی خیلی خیلی مخصوص.

قصه های دوستی 8 - نیکی و روز بارانی
بستن

قصه های دوستی ۸ – نیکی و روز بارانی

52,000 تومان

باران می‌بارد و نیکی و خواهرها و برادرهایش توی خانه گیر افتاده‌اند. حوصله‌ی همه سررفته. پس کی این باران تمام می‌شود؟ نیکی فکر خوبی دارد؛ برویم سفر! سفر به کویر، به کوهستان، جنگل یا حتی به فضا. صبر کن نیکی! ببین باران بند آمد! حالا می‌توانیم حسابی ماجراجویی کنیم.

قصه های دوستی 9 - روزی که لاک‌پشت پنگوئن شد
بستن

قصه های دوستی ۹ – روزی که لاک‌پشت پنگوئن شد

55,000 تومان

لاک‌پشت کوچولو آن‌قدر از خواندن کتاب زندگی پنگوئن‌ها هیجان‌زده شده که دلش می‌خواهد پنگوئن شود. همه‌ی دوستانش درمهدکودک هم دوست دارند مثل لاک‌پشت کوچولو پنگوئن شوند. آن‌ها مثل پنگوئن‌ها روی شکم‌شان سرمی‌خورند و خواب‌های پنگوئنی می‌بینند و یک روز خیلی عالی پنگوئنی را می‌گذارنند.